اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استدراج و بسته شدن روزنه های قلب

15066
سال 1428
نسخه عربی

استدراج و بسته شدن روزنه های قلب

3
  • خدا رحمت کند یک کسی از افراد، از ولی نعمت‌های ما بود برای ما نقل می‌کرد، می‌گفت یکی از خویشاوندان ایشان که هنوز هم باید زنده باشد در یکی از شهرستان‌ها هنوز هم حیات دارد الان دیگر پیر شده است این شخص به یک بیماری چشمی مبتلا شده بود و بعد از مدتی هم کور شد یعنی همان عصب داخل چشم، آن عصب اصلا به طور کلی از بین رفت و خشک شد یعنی دیگر اصلا به طور کلی هیچ نوع فعالیتی [نمی‌کرد،] وقتی که عصب خشک شود دیگر به کار نمی‌افتد، سلول‌ها دیگر می‌میرند و جامد می‌شوند و دیگر هیچ نوع فعالیت عصبی در سلول‌ها وجود ندارد خشک است جامد است. متوسل می‌شود به امام رضا علیه السلام و در یک توسل شدیدی که خلاصه خیلی سفت سراغ حضرت می‌رود حضرت او را شفا می‌دهند و این چشمانش بینا می‌شود بعد وقتی که پزشک این را معاینه می‌کرد می‌گفت واللَه ما دیده بودیم خب امام رضا غیر امام رضا شفا می‌دهند چشم خوب می‌شود ولی عصبی که خشک است و ببیند تا حالا ندیدیم! این عصب خشک است و اصلا کار نمی‌کند ولی این دارد می‌بیند این جور معجزه تا حالا ندیده بودیم که عصبی که کار نمی‌کند ببیند، خب دیگر امام رضا بخواهد می‌کند، آن دیگر دست خودش است.

  • الان هم قاعدتا آن شخص باید حیات داشته باشد ولی سنش باید خیلی [باشد.] نه! گوشش هم قشنگ می‌شنود و مطالب هم خوب درک می‌کند ولی چطور می‌شود که یک نفر این مسئله را این واقعیت را این صحبت را می‌فهمد و می‌گیرد و کاملا به جانش می‌نشیند و یک حلاوت و شیرینی از این مسائل در قلب او قرار می‌گیرد که دیگر او را رها نمی‌کند، یکی این طور، آن هم که بغلش نشسته عینا هم همین مطالب را شنیده، بلند می‌شود این چه بود؟ ما که اصلا نفهمیدیم و یک مشت آمد ایشان حرف‌هایی زد و مسائلی گفت، تو اصلا چیزی فهمیدی؟ نه بابا اصلا فردا شب نمی‌آییم حوصله نداریم! چیست قضیه؟ از کجا این مسئله نشأت می‌گیرد؟ یک جریانی پیش می‌آید.