استدراج و بسته شدن روزنه های قلب
20خدمت رفقا عرض کردم اگر شما از امام زمان پیروی کنید به عنوان اینکه این امام زمان است و سیطره دارد و این است، هیچ فایدهای ندارد اصلا فایدهای ندارد اگر آمدید از یک بچهی پنج ساله متابعت کردید چون فهمیدید حق است، آنجا است که از امام زمان متابعت کردید آنجا است.
مرحوم آقا میفرمودند شد از اولیاء الهی، عبارت ایشان این بود که طیب سلوک خودش را در زندان از آن زمانی که گرفتند تا زمان شهادتش انجام داد، در آن زمان چه شد؟ شروع کرد به سلوک کردن، شروع کرد به تغییر و شروع کرد به تحول، هی حرکت کرد هی رفت بالا، رفت بالا بعد هم که آخرش چه؟ آخرش هم شهادت، خوشا به حالش خوشا به سعادتش! ببینید یک وقت توفیق الهی نصیب یکی میشود همین است. از آن طرف نگاه میکنید یک بدبخت یک بیچارهی بیتوفیقِ محروم از الطاف الهی، همه چیز در دست او، مرحوم آقا را دیده سالیان سال بوده پای صحبتهای ایشان بوده شبهای سه شنبه حضور داشته، با آقا گفته خندیده با آقا نشست و برخواست داشته با همهی اینها بوده بعد یکدفعه چه میشود؟ امتحان الهی پیش میآید یکدفعه نگاه میکنی همین آقا شروع میکند تهمت زدن! ا ا! تهمت! آقا برای چه شما این حرف را میزنید؟ آقا برای چه شما این کار را میکنید؟ آقا برای چه ...؟ ما این حرفها سرمان نمیشود ما این حرفها سرمان نمیشود چه میشود قضیه؟ آن وقت این سالک است؟ اسم این آدم [را] میشود سالک بگذار [یم؟] میشود سالک؟ حالا برو ذکر یونسیه به جای چهارصد مرتبه چهار هزار مرتبه بگو! خاک بر سرت کنند! به جای لا اله الا اللَه هزار مرتبه ده هزار بگو، ده هزار بار ملائکه لعنتت میکنند. هر لا اله الا اللَه بخورد در سرش، بخورد.
در روایت داریم وقتی که یک نفر نماز بخواند و در آن نماز غیر خدا را شریک قرار بدهد، آدم نماز میخواند و در نماز ولا الضالین را میبیند جمعیت هست خوب میگوید و همچنین میکشد، چهار مد چندتا مد است؟ به جای چهارتا دوازدهتا اضافه میکند خیلی دیگر بکشد، کش پیدا کند، قشنگ با طمأنینه میگوید حالا در خانه این طوری نمیگوید در نماز دوتا پشتک هم میزند قشنگ میگوید در روایت داریم کسی که نماز بخواند و غیر مرا شریک قرار دهد این ملائکه این نماز را میآورند بالا، نمیدانم تا آسمان چندم میبرند بالا؟ اصلا ما که میگوییم به این سقف هم نمیرسد، میگویند ما این نماز را آوردیم خدا میگوید که غیر مرا در این نماز شریک قرار داد این نماز هی عبایش را داشت درست میکرد به جای اینکه توجه کند داشت عبایش را صاف میکرد در نماز، در این نماز هی نگاه میکرد به اینکه قشنگ [و] خوب عکس بگیرند او را فیلمها خوب ضبطش کنند! وقتی ملائکه میبرند، خدا میگوید این شریک قرار داد مرا، من هم شریک خوبی هستم سهم خودم را میبخشم به آن شریکها، بروید این نماز را بر مغزش بزنید که او لیاقت این نماز را دارد. یکی میگفت وقتی ما نماز میخوانیم بعد از نمازی که تمام میشود زود از جایمان فرار میکنیم یک جای دیگر مینشینیم که ملائکه آمدند بزنند بخورد به جانماز ما، ما کنار رفته باشیم، خدا این طوری است دیگر. این مسئله هست.

