استدراج و بسته شدن روزنه های قلب
13نه این طور نیست، در اسلام برای غذا و طعام حساب و کتاب است و مسائل انسان جدای از هم نیست غذایی را که شما در منزل میخورید تأثیری دارد که قطعا امتحان کنید آنچه را که از بیرون میخورید با آنچه را که از منزل میخورید و تأثیرش را در نفستان امتحان کنید و ببینید که چه کدورتی از آن نحوه غذاها برای ما حاصل میشود و آن وضعیتی که از غذای در منزل برای انسان حاصل میشود اصلا به آن نحوه و به آن موقعیت نیست خب این دیگر خارج از بحث بود و مطلب قابل تذکری هم بود.
این قلب به واسطهی همنشینی و به واسطهی رفتار به واسطهی کردار به واسطهی آن اموری که این امور بعید میکند انسان را از راه که امام سجاد علیه السلام از او تعبیر به جُرم میکند، جرم یعنی عمل خلافی که موجب ضرر و جنایت بر امری بشود به او میگویند جرم، موجب ضرر بشود. عمل خلافی که یک ضرری را ایجاد کند یا بر خود یا بر دیگران. قلب انسان به واسطهی جرم و به واسطهی عمل خلاف دیگر از بین رفته و آثار حیات در او دیگر وجود ندارد. آثار حیات یعنی چه؟ یعنی وقتی که انسان یک مطلبی را بشنود یک حرکتی را ببیند یک جریانی را مشاهده کند خود را در قبال این جریان چگونه مییابد؟ چگونه در قبال این جریان خود را میبیند؟
وقتی سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا میفرماید: استحوض علیهم الشیطان فانساهم ذکر اللَه، یعنی آن افرادی که در روز عاشورا در مقابل سیدالشهدا ایستادند، نسبت به این واقعه خود را چگونه ارزیابی میکنند؟ خب اینها افراد مختلفی بودند حر بن یزید ریاحی هم در این افراد بود، با امام حسین تا کربلا هم آمد خودش هم فرماندهی هزار نفر بود هزار نفر تحت فرمانش بودند عمر سعد هم آمد شمر و خولی و سنان هم آمدند اینها همه آمدند عبداللَه بن ابحر او هم آمد، او هم آمد در این قضیه، کسی که خود او نامه فرستاده بود برای سیدالشهدا که در روز عاشوا امام حسین آن کیسههایی که نامهها در آن بود، آن کیسهها را ریختند همه را روی زمین، گفتند آهای عبداللَه بن ابحر تو همان نبودی؟ نامه تو در اینها است! بیا نامهات را نگاه کن! چه کسی به من گفت که بلند شو بیا در کوفه، که دیگر درختها سبز شده و موقع برکت زمین و اینها شده، دیگر همه در خدمت هستیم و شمشیرها همه آمادهی برای کمک است! چه کسی این حرفها را به من زده؟ خب بیایید دیگر. حالا آن کسی که این نامه را داده، اول که این طور نبود که بیاید به مقابله و مقاتلهی امام، نه! آن موقعی که آن نامه را داده شاید یک سی درصد در دلش راست میگفته، سی درصد نه بیشتر چهل درصد بگوییم، پنجاه درصد بگوییم ولی همان روز یکدفعه روز عاشورا نشد یعنی در وقت نوشتن نامه، فردا روز عاشورا نشد چند ماه طول کشید.

