
استدراج و بسته شدن روزنه های قلب
فقره: ادعوك يا سيدي بلسان قد اَخرسَه ذنبه ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد اوبقه جرمُه 1 توضيحي در ارتباط با اين فقره شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: ربِّ اُناجيك بقلب قد اَوبقه جرمُه. 2 ذكر حكايتي در ارتباط با شفا يافتن چشم فردي با توسّل به امام رضا عليه السَّلام. 3 توضيحي در ارتباط با دجّال و گمراه شدن افراد بواسطۀ او. 4 قلب و دل انسان در اثر ابتعاد از مسير حق و توحيد و توغّل در عالم دنيا و كثرات مبتلا به سنّت استدراج ميشود. 5 تأكيد بزرگان و اولياء الهي بر مواظبت و مراقبت افراد نسبت به مصاحب و افرادي كه با آنها در ارتباط هستند. 6 لزوم همنشيني و مصاحبت افراد با اولياء الهي و مؤمنين و پرهيز از حشر و نشر كردن با اهل دنيا. 7 ذكر حكايتي در ارتباط با تأثير شگرف عملكرد و خصوصيات اولياء الهي در تغيير بینش و عملكرد افراد. 8 علت عدم تمايل برخي از افراد نسبت به مطالب اولياء الهي و موضعگيري در قبال آن چه ميباشد. 9 چگونگي تأثير و غلبه امور اعتباري و احساسات بر مردم. 10 لزوم پرهيز از خوردن غذاهاي صنعتي و غذاهاي بيرون از منزل. 11 بيان برخي از دستورات اولياء الهي به طبخ غذا و كيفيت تناول آن. 12 تأثير تكويني غذاها در ايجاد نورانيت و يا كدورت در افراد.
استدراج و بسته شدن روزنه های قلب
توضیحات:
فقره: ادعوك يا سيدي بلسان قد اَخرسَه ذنبه ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد اوبقه جرمُه 1 توضيحي در ارتباط با اين فقره شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: ربِّ اُناجيك بقلب قد اَوبقه جرمُه. 2 ذكر حكايتي در ارتباط با شفا يافتن چشم فردي با توسّل به امام رضا عليه السَّلام. 3 توضيحي در ارتباط با دجّال و گمراه شدن افراد بواسطۀ او. 4 قلب و دل انسان در اثر ابتعاد از مسير حق و توحيد و توغّل در عالم دنيا و كثرات مبتلا به سنّت استدراج ميشود. 5 تأكيد بزرگان و اولياء الهي بر مواظبت و مراقبت افراد نسبت به مصاحب و افرادي كه با آنها در ارتباط هستند. 6 لزوم همنشيني و مصاحبت افراد با اولياء الهي و مؤمنين و پرهيز از حشر و نشر كردن با اهل دنيا. 7 ذكر حكايتي در ارتباط با تأثير شگرف عملكرد و خصوصيات اولياء الهي در تغيير بینش و عملكرد افراد. 8 علت عدم تمايل برخي از افراد نسبت به مطالب اولياء الهي و موضعگيري در قبال آن چه ميباشد. 9 چگونگي تأثير و غلبه امور اعتباري و احساسات بر مردم. 10 لزوم پرهيز از خوردن غذاهاي صنعتي و غذاهاي بيرون از منزل. 11 بيان برخي از دستورات اولياء الهي به طبخ غذا و كيفيت تناول آن. 12 تأثير تكويني غذاها در ايجاد نورانيت و يا كدورت در افراد.
استدراج و بسته شدن روزنه های قلب
22ولی بعد هم انسان میبیند در همان قضایا و در همان مسائل چه کسانی با مرحوم آقا بودند و بعد به خاطر چه جریاناتی جدا شدند، آنها دیگر روی حال و هوایی بودند روی تخیلاتی بودند. یک جریان است در این جریان هم حق وجود دارد هم افکار دیگری وجود دارد هر کدام حساب خودش را دارد.
رسول خدا حرکت میکند میآید، در این لشگرِ رسول خدا هم افرادی که بر حق هستند وجود دارد عمر و ابوبکر و عثمان آنها هم بودند و هر کدام دارند کار خودشان را میکنند و هر کدام راه خودشان را میروند یعنی در یک رفتن، حق دارد میرود و باطل هم دارد میرود. سیدالشهدا میآید تا وقتی که در روز عاشورا نبود، هم حق دارد با او میآید هم باطل دارد با او میآید هر دو میآید بعد دیگر روز عاشورا دیگر از هم جدا میشوند و مسئله فرق میکند. این هم همین است. این همه به خاطر چیست؟ به خاطر همین توفیقی است که خدا به انسان بدهد و این قلب را نگذارد که به آن مرتبهی ختم برسد لذا امام حسین علیه السلام میفرماید «استحوض علیهم الشیطان» شیطان بر اینها چنگ انداخته است من که امام حسین هستم و پسر رسول خدا، دیگر حرف من در اینها اثر نمیکند دیگر فایده ندارد حالا امام سجاد میفرماید بله یک نیم ساعت هم از آن کوپن ما [که] قرار بود، فرصتی که داشتیم، گذشت امام سجاد علیه السلام میفرماید که خدایا من تو را با این قلب میخوانم قلبی که هنوز میل به خواندن تو در آن نمرده، این مقدار، قلبی که ....، و الا نمیخوانند دیگر، نمیخوانند.
حالا اینکه حضرت سجاد چیست و چه فرموده؟ اینها همه مطالبی است که باید در شبهای بعد عرض کنیم که این چه نحوه خطابی است؟ آیا حضرت سجاد واقعا این حرفها را میزده یا این حرفها را برای ما زده؟ آخر امام سجاد بیاید بگوید خدایا من تو را با یک قلب مرده میخوانم؟ امام است! خب ما بگوییم خب این یک حرفی است، واقعا هم هست حقیقت هم دارد باید هم این طور باشد حالا این مسئله بماند. ولی همین قدر امام سجاد این را میخواهد بفرماید که ما ناامید نباید باشیم، گرچه زبان ما به واسطهی گناه الکن و لال شده ولی همین قدر یا الهی که میتواند بگوید، همین کافی است. گرچه قلب ما به واسطهی جرم و جنایت، روزنههایش از بین رفته ولی همین قدر که در آن باقی مانده که توجهی میکند همین را امام سجاد میفرماید، همین را باید بگیری همین را باید قدر بدانی و همین را باید وسیله قرار بدهیم برای اینکه خداوند لطف و عنایتش شامل حال ما بشود. انشاءاللَه اگر خداوند توفیق داد بقیهی مطالب برای جلسهی بعد.
