اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت زنده نگه داشتن قلب و نور بصیرت

14260
سال 1428

اهمیت زنده نگه داشتن قلب و نور بصیرت

15
  • این حالت قلب را می‌گویند حالت موت، در آیات قرآن هم بر این وارد است مثلا داریم، خَتَمَ اللَه عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‌ سَمْعِهِمْ وَ عَلى‌ أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ‌ البقرة، ٧ وقتی که خدا ختم می‌کند وقتی مهر می‌زند، یعنی دیگر جا برای فلاح و رستگاری نیست، دیگر نمی‌فهمد الَّذِينَ آتَيناهُمُ الْكتابَ يعْرِفُونَهُ كما يعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ‌ البقرة، ١٤٦ هست ها! همان طوری که بچه‌هایشان را می‌شناسند پیغمبر را می‌شناسند که این شخص رسول است و از ناحیه‌ی خدا است ولی تا هنگام مرگ در جنگ احد، تا موقع مردن دست برنمی‌دارد می‌گوید وقتی می‌خواهی سر من را ببری از این‌جا نبر از این گردن ببر که آن مقام و شخصیت من حتی بعد از مرگم هم محفوظ باشد این طور نباشد که حالا که من در این جنگ در جنگ بدر بود ظاهرا در جنگ بدر وقتی که حالا این طور دارد انجام می‌شود شما نه مثل این‌که جنگ احد بود آن شخص آمد و سر ابوجهل را خواست جدا کند، وقتی دارد از دنیا می‌رود، یعنی ببیند واقعا این است دیگر، این است مسئله، حالا که داری می‌میری، حالا دیگر نفعی از دنیا نصیبت نمی‌شود، دنیا را برای چه می‌خواهی؟ حتی در آن موقع ....! خب خیلی‌ها هستند فرعون هم در موقع مردن گفت خدایا غلط کردم، آن موقع که دیگر فایده ندارد برو پی کارت، خیلی‌ها در موقع مردن می‌فهمند ولی الان، قد عصیت من قبل، حالا دیگر وقت توبه و وقت انابه و وقت بازگشت است؟ نه دیگر کار گذشت و پرونده دیگر بسته شد حالا دیگر فایده‌ای ندارد ولی عجیب این‌که بعضی‌ها تا دم مردن هم دست برنمی‌دارند خیلی عجیب.

  • اتفاقا برای خود من اتفاق افتاده نسبت به بعضی از افراد، یادم است یک شخصی بود خب خلاف‌هایی در زندگیش داشت مسائلی داشت من شنیدم ایشان بیمار است و دارد از دنیا می‌رود بیماریش هم بیماری خوبی نبود یعنی قابل علاج نبود ظاهرا و چند روزی دیگر به مرگ او باقی نمانده بود، من یک نفر را فرستادم گفتم آقا حالا که دیگر شما، دیگر وضعیت خودتان را بیشتر آشنا هستید دارید می‌بینید و در این مدت که بودید این کارها را کردید، این افراد را رنجاندید این مسائل خلاف را انجام دادید چیزی نیست که بخواهد بر شما مخفی بماند و این‌ها، خب حالا کم کم باید وضعیت خودتان را درست کنید روشن کنید راهی که شما الان در پیش دارید شوخی بردار نیست اگر تا به حال مسئله شوخی بود این چند روز آینده دیگر شوخی ندارد خودتان هم به مسئله اطلاع دارید خب باید نسبت به خودتان و نسبت به وضعیتتان باید برسید، قضیه برسید که چه می‌شود. این شخص رفت و با او صحبت کرد وقتی که آمد گفت انگار نه انگار که این اصلا مریض است و این اصلا اطلاع دارد بر این‌که مرگ در روزهای آینده به سراغ او خواهد آمد، اصلا [انگار] نه انگار که این شخص از وضعیت خودش خبر دارد، انگار نه انگار که مسئله‌ای برای او در پیش است و عجیب این است که وقتی احساس کرد که من آمدم و می‌خواهم این مطالب را به او بگویم، ده درجه بالاتر از آن‌چه را که قبلا انجام می‌داد در اعمالش آمد شروع کرد به پافشاری کردن، نخیر! من همینم و غیر از این نیست و فلان و بعد هم از دنیا رفت خب التفات کردید! این همان ابوجهل است تفاوتی نکرد دیگر، همان ابوجهل که در آن جنگ می‌آید، منتهی آن اسمش ابوجهل است این اسمش شیعه است. شیعه‌ای که بیاید خلاف کند آن که شیعه، شیعه‌ی امیرالمومنین نیست امیرالمومنین که او را قبول نمی‌کند او را که در کنار خودش راه نمی‌دهد، تو که الان می‌دانی .... اولا تا حالا خلاف کردی خیلی خب حالا باید بیای و جبران کنی و چه کنی و اعلان کنی و مسئله را بگویی و بگویی، تو می‌دانی یعنی قطعا مثل خورشید می‌داند که این مسئله خلاف است اگر این طور نبود خدا هم کاریش نداشت انسان گاهی اوقات خطا می‌کند عن جهلٍ و عن قصورٍ لا عن تقصیرٍ و خدا هم انسان را می‌بخشد، نه! می‌داند مسئله را ولیکن مقام استکبار و این‌که کم نیاورد و این‌که حالا جلوی افراد بگویند هان! دیدید اشتباه کرده! حالا آمده می‌خواهد پس بگیرد، حالا دیدید آمده خلاف آن‌چه را که کرده می‌گوید، حالا دیدید آمده دارد پشیمان می‌شود، حالا حالا حالا دیدید! این نفس می‌آید این حالا هی دیدی هی دیدی را می‌آورد جلویش و هی رژه می‌روند، هان! اگر پس بگیری فلانی به تو چه می‌گوید؟ مردم به تو چه می‌گویند؟ اگر پس بگیری نمی‌دانم ...؟ می‌آید و او را از رسیدن به یک سعادت و از رسیدن به یک ندامت و از رسیدن به یک استغفار، از خدا طلب مغفرت کند، برای خدا کاری ندارد، یک ساعت از عمر انسان باقی است یک یا اللَه بگوید از سر صدق، خدا می‌بخشد، می‌بخشد. یک یا اللَه از سر صدق بگوید در همان یک ساعت جبران کند در همان مقدرای که می‌تواند، در همان یک ساعت. خدا می‌گوید همین را قبول کردم همین را قبول کردم از تو، خدا که به گذشته نگاه نمی‌کند به همان موقعیت فعلی انسان نگاه می‌کند، گذشته خطا کردی که کردی ولی دیشب گفتیم، آن یک دقیقه را در واقع آدم بگوید ها! به طوری که اگر این مرض برگردد، برای انسان سلامتی پیدا شود یا این‌که یک چند سال به تأخیر بیافتد آدم دوباره برنگردد سر همان چیز اولش، نه! آن یک دقیقه ادامه پیدا کند، این جوری. همان یک ساعت ادامه پیدا کند همان یک ساعت دوام داشته باشد ملائکه هم که می‌دانند و این شخص انجام نداد تا این‌که موت او را درگرفت با همان حالت انانیت با همان حالت فرعونیت با همان حالت، از این دنیا رفت خب حالا خدا با او چه می‌کند ما نمی‌دانیم؟ ما که ظاهر را می‌بینیم.