اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت زنده نگه داشتن قلب و نور بصیرت

14260
سال 1428
نسخه عربی

اهمیت زنده نگه داشتن قلب و نور بصیرت

10
  • لذا مرحوم آقا می‌فرمودند کسانی که وارد دستگاه ظلمه نشدند اول حالتی دارند روزنه‌ها بسته نشده قلبشان مطالب را می‌فهمد صحیح و سقیم را تشخیص می‌دهد چون قلب نمرده قلب هنوز فعالیت می‌کند قلب هنوز دارد می‌زند. بعضی قلب‌ها را با دستگاه نگه می‌دارند آن دستگاه را وقتی قطع کنند قلب هم می‌ایستد بعضی از قلب‌ها نه! خودش می‌زند وقتی خودش می‌زند حکایت از این می‌کند که این فرد هنوز زنده است و لذا حرام است او را تشریح کنند حرام است عضوی از اعضاء او بیرون بیاورند گرچه مغزش از کار افتاده باشد چون قلبش دارد می‌زند و این زدن قلب حکایت از اتصال روح با بدن می‌کند، مغزش از کار افتاده خب بیافتد پایش از کار افتاده خب بیافتد، چه اشکال دارد؟ این‌که الان قلب دارد می‌زند باطری به آن وصل کردیم دارد می‌زند یا خودش دارد می‌زند؟ اگر خودش دارد می‌زند پس هنوز روح با این بدن اتصال دارد نمی‌توانید عضوی بیرون بیاورید نمی‌توانید تشریح بکنید نمی‌توانید حکم مرده به او بکنید، حرام است. وقتی که قلب از کار افتاد و ایستاد آن موقع موت بر او حاکم و عارض می‌شود.

  • این قلب قبل از این‌که روزنه‌ها بسته بشود دارای فهم است کاری کنیم رفقا که آن روزنه‌ها بسته نشود آن روزنه‌ها بسته نشود شرایط و مسائل جانبی و محیط نیاید آن روزنه‌ها را ببندد حالا روزنه‌ها را اضافه نمی‌کنیم اقلا آن‌هایی که هست نبندیم. آن بینشی که نسبت به مسائل داریم آن بینش را همیشه حفظ کنیم اگر یک روزی احساس کردیم ها! بنشینیم برای خودمان موقعیت خودمان را حلاجی کنیم مقایسه کنیم یک تجدید نظر نسبت به احوال کنیم قضایا را بسنجیم نسبت به مسائل اگر مطلبی برای ما اتفاق می‌افتد، آیا آن صلابت و استحکام و محکمی و اتقانی که در نگرش خودمان نسبت به مسائل داشتیم الان هم داریم؟ آن‌چه را که قبلا در نظریه‌ی نسبت به افراد، خیلی با کمال شجاعت و همچنین خیلی بی‌پروا چون منفعتی که نصیب ما نمی‌شود ضرری هم که متوجه ما نمی‌شود لذا هرچه هست می‌آییم می‌گوییم. الان دو نفر غریبه بیایند پیش شما، راجع به یک مسئله بگویند آقا قضاوت کن، هیچ کدامشان هم با شما قوم و خویش نیستند شما هم هیچ کدامشان را نمی‌شناسید هیچ کدامشان هم بر دیگری ترجیح ندارد به هیچ کدامشان هم طمع ندارید حالا یک وقتی انسان، وقتی که دو نفر می‌آیند می‌گوید خب جانب این را بگیرم فردا این به دردم می‌خوردم در اداره فلان است می‌خواهم بروم چکار کنم امضا می‌کند، به دردم می‌خورد فردا، پس فردا.