اهمیت حرکت الی اللَه بر پایه علم ویقین
9ولی اگر آمدیم و عملی را که میخواهیم انجام بدهیم از روی وثاقت [باشد] وثوق داریم خودمان را گول نمیزنیم، گول نزدن یعنی چه؟ یعنی میگویند آقا این کاری که شما انجام میدهید آیا روی آن فکر کردید؟ میگوید بله فکر کردم، آیا درست است؟ بله درست است خب بیا صحبت کنیم باشد میآییم صحبت میکنیم ما حرفی نداریم مطلب را ارائه بدهیم ادله را ارائه بدهیم، نه حالا باشد برای فردا، فردا که میشود خب حالا وقت ندارم کاری دارم میآیم، پس چیست قضیه؟ حالا باشد یک روز دیگر، حالا باشد یک روز دیگر، نه! این حالا باشد یک روز دیگر حالا وقت ندارم حالا ببینیم بعد چه میشود این حکایت از چه مسئلهی باطنی میکند؟ حکایت میکند یک جای این قضیه ایراد دارد یک جای این قضیه اشکال دارد، دیگر انسان نمیتواند بین خود و خدای خود راست باشد چون مکتب امیرالمومنین همیشه صاف است.
آیا یک حکایت تاریخی شما سراغ دارید در جایی نوشتند که شخص آمده پیش علی، یاعلی فلان کاری که تو میکنی اشتباه است بیا با هم صحبت کنیم؟ برو حالا بعد فکرش را بکنم بعد بیایم! اگر کسی خوانده بیاید بگوید. یکدفعه یکی بیاید پیش امام صادق و به امام صادق بگوید آقا این مطلبی که شما میگویید این مکتبی که شما آوردید آنچه که در مقابل ابوحنیفه کذا و کذا لعنه اللَه علیه و على من تبعه و على مؤیدیه الى یوم القیامه این مکتبی را که شما آمدید و ارائه کردید در آن نقصان است در آن اشتباه است؟ حضرت بگوید بلند شو برو پی کارت! داری به من ایراد میگیری؟ خجالت نمیکشی؟ من، پسر رسول خدا، نشستی داری به من ایراد میگیری؟ بلند شو برو! تو آدم هستی که من با تو حرف بزنم؟ چه بوده برخورد آنها؟ بیا جان من، بیا بنشین، یا برو با فلان شاگرد من صحبت کن قانع نشدی بلند شو بیا اینجا، بوده یا نبوده آقایان؟ کسی خلاف سراغ دارد؟ ولی خلفا چه بودند؟ آقا تو که بالای منبر نشستی ای ابوبکر، تو لیاقت داری یا نه؟ بگیرید این مرتیکه را بزنید بیرونش کنید، خجالت نمیکشد آمده در اینجا مقابل رأی مردم دارد اعتراض میکند! میزنند بدبخت را لت و پارش میکنند و بیرونش میکنند. آن خدایی که داری میپرستی در عرش است یا در فرش است؟ میگوید آن خدا در عرش است میگوید پس بنابراین فرش خدا ندارد، میگوید این کافر است این مرتیکه زندیق شده ....! ببینید دو منطق را، آن منطقی که آمد در مقابل حق ایستاد منطق ابوبکر و عمر و اینها، منطقی است که آن منطق، منطق ندارد منطقی پشت و پناه او نیست، استدلال در ماورای او نیست حجت و دلیل در ماورای او نیست حجت و دلیل در ماورای او نیست.

