اهمیت حرکت الی اللَه بر پایه علم ویقین
4بله مردم به این مقدار بسنده میکنند به همین مقدار مردم توجه میکنند و دیگر به سایر آن مطالب چشم نمیاندازند ولی در مکتب تشیع پایه و اساس بر حق است پایه و اساس بر علم است بر یقین است.
در همان سنهای که آن مسائل ایران اتفاق افتاده بود و جریانات انقلاب و اینها بود یک روز خدا رحمت کند مرحوم آقای مطهری آمده بود پیش مرحوم آقا رضوان اللَه علیه و گفت که من قصد دارم بروم در خارج آن زمان مرحوم آیت اللَه خمینی رحمة اللَه علیه در خارج بودند و با ایشان ملاقات کنم و از آن جایی که مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در متن و در بطن این مسائل بودند در سالهای گذشته، در همان سنوات ٤٢ خورشیدی، همین طور آقای مطهری با ایشان [مرحوم آقا رضوان اللَه تعالی علیه] ارتباط داشتند، میآمدند و میرفتند، هفتهای یک مرتبه ملاقات داشتند، از بعضی از مسائل مرحوم آقا سر درآورده بودند، از خط و خطوط فکری ایشان طبعا اطلاع حاصل کرده بودند، از کیفیت مرام و افکار و نهج ایشان و خب از آن طرف هم مرحوم آقای مطهری میخواست این مسائل بر طبق مبانی اسلام پیش برود و مسائل اسلامی در آن رعایت بشود، خب ایشان روی این اصل در این قضایا وارد شده بود، طبعا نمیتوانست وجدان خود را بدون در نظر گرفتن مبانی مرحوم آقا راضی نگه دارد و میخواست مسائلی که مورد نظر مرحوم آقا هست، در آن زمان، آن مسائل را هم در نظر بیاورد و منتقل کند به مرحوم آقای خمینی و طبعا آن حرکتی که ایجاد شده و آن مسیری که پیش آمده حتی الامکان در همان مسیر صحیح قرار بگیرد دیگر، این مبانی در آن رعایت بشود.
آمد پیش مرحوم آقا و عرض کرد من میخواهم اینکه میگویم عرض کرد تعمدا میگویم چون ایشان شاگرد سلوکی مرحوم آقا بود من میخواهم به خارج بروم شما آیا مطلبی ندارید که من به ایشان منتقل کنم؟ مرحوم آقا چند مطلب به ایشان فرمودند که این مطالب را منتقل کنید و نسبت به آنها هم مرحوم آقای خمینی ترتیب اثر دادند، مشخص بود در مطالب و نامهها که ایشان به آنها ترتیب اثر دادند، یک مطلب آخر همهی آنها اضافه کردند، گفتند از همهی اینها گذشته، شما این مطلب را به ایشان بگویید که این ازدحام و این استقبال و این حرکتی که از مردم نسبت به شما الان به وجود آمده است این بر اساس تفکرات و بر اساس نگرش و دیدگاه خود مردم است، شما در مسائلی که در پیش میگیرید همیشه بر اساس علم و یقین حرکت کنید نه بر اساس خواستگاه مردم، حالا امروز مردم فرض کنید که اینها به انسان روی میآوردند لعل اینکه فردا یک قضیه پیش بیاید و پشت کنند، حرکت و استقبال و مرامی که شما در پیش میگیرید بر اساس علم و یقین خودتان باشد و بر اساس جزم باشد حال بر این اساس خب انسان مردم را هم حرکت میدهد مردم را هم روشن میکند مردم را هم باز میکند مردم را هم دارای بینش میکند نه این که اصل و پایه در حرکت، استقبال مردم باشد.

