اهمیت حرکت الی اللَه بر پایه علم ویقین
17خب من نگاه کردم دیدم که این فقرات ظاهرا خوانده شده، من میخواستم بروم سر فقرهی بعد، اصلا به طور کلی نمیدانم چطور شد برگشت، شاید این هم جزو همانها است خودمان هم خبر نداریم. راستش من وقتی میآیم در این جلسه، خودم نمیدانم چه میخواهم بگویم؟ از اول مچ خودمان را برای رفقا باز کنیم تا اینکه هرچه گفتیم نگویند فلانی این طور کردی آن طور کردی، نه! خودش میبخشند، خب هرچه پیش آید خیر است دیگر و انسان باید با وثاقت باشد اعتماد باید داشته باشد نسبت به راه اعتماد داشته باشد بزرگان از ما این را خواستند پیغمبر و خدا این را خواسته، دین از ما این را خواسته منطق و عقل از ما این را خواسته، سایر مسائل در حول و حوش احساسات و توهمات و تخیلات است در این حال و هوا دور میزند ولکن در مکتب اهل بیت میگویند بیا دنبال یقین دنبال اعتماد دنبال وثوق وقتی که وثوق پیدا کردی کارت تمام است آن مهم است وقتی وثوق پیدا کردی دیگر کسی نمیتواند گولت بزند دیگر کسی نمیتواند فریبت بدهد دیگر با یک حرف این طرف آن طرف نمیشوی قلبت به تلاطم نمیافتد به اضطراب نمیافتد.
و اشکال ندارد انسان بلند شود برای تحقیق خودش، روزها را صرف کند روزها را صرف کند ماهها را صرف کند سالها را صرف کند در تحقیق ولی در تحقیق ها! نه اینکه حالا ببینیم چه میشود؟ حالا برویم اینجا یک سال برویم ببینیم چه میشود؟ نه برای تحقیق برود، صرف کند یک سال هم باشد باشد اگر در آن یک سال، مرگ او را دریافت در راه مرده است در مسیر فوت کرده مسیرش مسیر درست است کسی که در راه .....، موت و حیات که به دست انسان نیست ولی تحقیق که به دست انسان است به دنبال مطلب رفتن که به دست انسان است آنچه را که در اختیار ما گذاشتند حالا گذاشتند در اختیار ما این طور میگویم آنچه را که در اختیار ما گذاشتند ما مکلف به آن هستیم و به آنچه که در اختیار نگذاشتند تکلیف نداریم، به موت و حیات ما تکلیف نداریم زیرا در اختیار ما نیست ولی میگویند آن یک روزت را که در اختیارت گذاشته شده، آن یک روزت را، در فکر و مرام خودت به چه نحو گذراندی؟ به چه قسم گذراندی؟

