اهمیت حرکت الی اللَه بر پایه علم ویقین
7آن روضهای که خوانده میشود آیا آن روضه روضهای است که در مسیر و راه است و مورد رضا است؟ آن ارزش دارد آن نور دارد نور دارد بها دارد انسان میرود مینشیند احساس میکند احساس دیگری به او دست میدهد قلبش باز میشود ولی نه! اگر روضهای باشد که حسابهای دیگری در آن رعایت شده باشد آن روضه چیست؟ آن روضه روضهای است که ارزش ندارد روضهای باشد که برای مقابلهی با فلان مجلس دیگر تشکیل شده، آن روضه فایدهای ندارد آن سیدالشهدا سیدالشهدای نفس سرکار است نه سیدالشهدای واقعی و نه سیدالشهدای حقیقی، آن سیدالشهدا سیدالشهدای مجاز و اعتبار است نه سیدالشهدای حق و واقع. و اگر انسان کار خلاف انجام میدهد ولی اعتماد دارد بر صحت آن کار، آن عمل خلاف او را جلو میبرد جلو میبرد، ببینید چقدر دقیق است؟ عرفان آمده صاف کرده پاک کرده آسان کرده آسان کرده! بابا این سفرهای که پهن شده ببین سفرهی آن درست است بیا بنشین سر آن، خیالت هم جمع، راحت، بیخیال.
ولی اگر شک داری نیا، گول مردم را هم نخور اصرار رفیقت هم در تو اثر نگذارد وسوسهی افراد هم در تو اثر سوء نگذارد، بیا بیا برویم در این مجلس بیا برویم یک چیزی بعدا میبینی! نیا نرو وایستا آقا، برای چه بروی؟ نیایی از دست میرود ها، دیگر گیرت نمیآید! بگو نمیخواهم گیرم بیاید. شُل نده قضیه را، بند را نباز و بند را آب نده. هر قدمی که میخواهی برداری در آن قدم باید یقین داشته باشی [اگر داری] بردار، یقین نداری برندار و بایست و بدان که اگر ایستادی برای تو حرف درمیآورند، پشت سرت حرف درمیآورند، چرا برای تو حرف درمیآورند؟ نه اینکه تو آمدی و مخالف با مسیر حرکت کردی چون مخالف با نیات حرکت کردی، برای این برای تو حرف درمیآورند.
حالا که مخالف با نیت است تو مخالفت کن و بیا دنبال من چرا من بیایم دنبال تو؟ اگر حق است خب دلیل بیاور، نوکرت هستیم مخلصتم هستیم، اگر قبول نکردیم آن گاه اعتراض کن و اگر دلیل نداری و بنا بر آمدن است خب تو بیا دنبال من چرا من بیایم در این مجلس؟ تو بیا در آن جایی که من میروم، ما هم میگوییم نیایی از دستت میرود نیایی، فلان، این چیزها، دهتا هم اضافه میکنیم ضرب در ده، یک ساعت هم نوار میگذاریم از دستت میرود نمیدانم بیچاره میشوی چه میشوی فلان میشوی ما هم بلدیم دیگر، شاید بیشتر هم بلد باشیم، هان؟ بیا تو هم بیا، فردا میبینی اخم کردند! چه شد؟ چون نیامدیم در مجلس باید اخم بکنی؟ خب نیامدیم که نیامدیم حالا من میخواهم این توفیق از دستم برود به تو چه مربوط؟ تو برو تو برو این توفیق را پیدا کن تو برو نصیبت را بگیر تو برو حظت را ببر بنده نمیخواهم این حظ را ببرم، چرا به من اخم میکنی؟ چرا دیگر سلام نمیکنی؟ چرا دیگر در خانهات راه نمیدهی؟ چرا دیگر طرد میکنی؟ و وووو چرا؟

