اهمیت حرکت الی اللَه بر پایه علم ویقین
21علی بن ابی حمزه چه بود؟ وکیل موسی بن جعفر کم نیست، وکیل دیگر! وکیل، وکیل آقا، وکیل موسی بن جعفر کم نیست دیگر، این پولها جمع شده، حالا امام رضا میگویند پولهای پدر من را بفرست بیاید، میگوید نه! کی گفته اصلا تو امامی؟ پدر شما از دنیا نرفته بلکه غیبت کرده و چند ماه دیگر میآید، گفت خود من هم از او شنیدم و این فلان است و شروع کرد چاپخانه درآوردن و مردم هم بعضی از اینها دیدند که ....، آنهایی هم که به درد این مسائل میخورند دورش هم جمع شدند، امام رضا گفت خیلی خب حالا حسابت را میرسم، گذشت.
یک روز یکی از رفقای علی بن ابی حمزه رفت در مدینه پیش امام رضا علیه السلام، حضرت او را دعوت کردند شب در منزل بود، گفتند رفیقت چطور است؟ گفت امروز آمدم حالش خوب بود حضرت فرمودند او امروز از دنیا رفته است، علی بن ابی حمزه، و او را دفن کردند وقتی که وارد شد آن دوتا ملک آمدند سراغش، گفتند خدایت کیست؟ گفت خدای من اللَه است، پیغمبرت کیست؟ گفت پیغمبر گفتند ائمه؟ شروع کرد به گفتن، گفت همه را تا رسید به من، وقتی رسید به من، نیست باطن امام رضا را رد کرده، نمیتواند به آنها بگوید علی بن موسی الرضا، باطن چیست؟ رد کرده دیگر، گفتند امام بعد از موسی بن جعفر کیست؟ حضرت فرمودند زبانش لال شد و نتوانست جواب بگوید، باز گفتند امام کیست؟ نتوانست! در این موقع گرزی را برداشتند و چنان بر سر او زدند که از لرزهی آن گرز شرق و غرب عالم به لرزه درآمد. آن وقت این را که میفهمد؟ خیلی افراد میفهمند، گرزی را بر سر رفیقت زدند که از ضربت آن گرز شرق و غرب عالم به لرزه درآمد. با ولایت درافتادی؟ امام رضا درافتادی؟ دو روز مهلت به تو میدهند بعد این کار را میکنند. خب اینهایی که بودند اینها چه کسانی بودند؟ اینها همینها بودند، همینها در زمان پیغمبر به همین مقدار، به همین مقدار که وثوق داری به همین مقدار به تو اجر میدهند بالاتر دیگر خبری نیست.

