اهمیت حرکت الی اللَه بر پایه علم ویقین
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
ادعوک یا سیدى بلسان قد اخرسه ذنبه رب اناجیک بقلب قد اوبقه جرمه
خدایا من تو را میخوانم با زبانی که گناه او را الکن و لال نموده است زبان را گناه از کار انداخته. وقتی زبان الکن بشود و لال بشود از کار میافتد حرکت نمیکند کلمات از زبان خارج نمیشود مفهوم برای کلمات نیست من تو را با این زبان میخوانم زبانی که گناه او را لال نموده است حالا منظور حضرت سجاد از این فقره چیست؟
رب اناجیک بقلب قد اوبقه جرمه، خدایا من مناجات میکنم با تو با قلبی که جرم و جنایت آن قلب را میرانده و به هلاکت انداخته، هلاک کرده. جنایت موبقه یعنی مهلکه، ایباق به معنای اهلاک است. چون انسان با قلب که با خدا صحبت نمیکند صحبت ظاهری با زبان است دعا با زبان ظاهر انجام میشود ولی انسان با قلب با خدا مناجات میکند آن دعای باطن به مناجات تعبیر میشود منتهی مناجاتی که از قلبی برمیخیزد که آن قلب هلاک شده و از بین رفته، دیگر آثار حیات در او نیست.
خب این دو فقرهای که با هم ارتباط دارند، به نظر میرسد که فقرات قبل در سال گذشته تا حدودی نسبت به آن صحبت شد که میفرماید «و حبّی لک شفیعی الیک» محبت من به تو شفیع من به سوی تو است، کمک کار من به سمت و سوی تو است. محبت من شفاعت میکند مرا نزد تو و اگر من محبت تو را نداشتم شفیعی نداشتم که آن شفیع را در نزد تو عرضه بدارم و معنای شفاعت خب قبلا صحبت شد «و انا واثق من دلیلی بدلالتک» من وثوق دارم اطمینان دارم این وثوق خیلی معنای آن معنای عجیب است خیلی عجیب است هرچه انسان راجع به این فقره، بخصوص آن کسانی که خود را در سیر و سلک و مکتب بزرگان احساس میکنند باید به این فقرهی حضرت سجاد توجه کنند و همین طور سر خود را پایین نیاندازیم و به مطالب روزمره دلخوش نکنیم و به هر صورت و به هر جهت خود را سرگرم نکنیم، نه! باید سالک و آن کسی که به دنبال مکتبی هست و قدم میزند آن وثوق را در راهش بیابد اگر نیافت برود جای دیگر، معطل نکند خودش، حالا ببینیم فردا چه میشود؟ شاید بعدا فرجی بشود بعدا فتح بابی بشود بعدا مطلب روشن بشود.

