اهمیت حرکت الی اللَه بر پایه علم ویقین
19ولی همین رسول خدا بیاید یکدفعه یک کاری انجام بدهد که آن کار، از نظر قوای فکری تو در یک سطح متفاوتی قرار دارد، تمام است. همه چیز به هم میخورد همه چیز به هم میریزد فقط عظمت در دیدگاه ما آمده نه بیشتر و این عظمت باعث عمق در فکر و بصیرت ما نشده. این عظمت آمده است یک هالهای از شخصیت در ذهن به وجود آورده است که در محدودهی فکر و ذهن ما این هاله تجلی دارد در حالی که از آن محدودهی ذهنی تا رسیدن به حقیقت او، از زمین تا کهکشان فاصله است آنهایی که به مسائل واردند متوجه عرائض بنده میشوند.
آن جایی که من نوشتم که مرحوم آقا میفرمودند که اگر استاد من بگوید که این ظرف [را که] نجس است بخور، من میخورم، این خیلی کلام کلام سختی است، این حرف را اگر همین طوری آدم بخواهد به ظاهرش معنا کند [و] این حرف را ارائه بدهد، ای آقا! نجس! فلان! خلاف شرع! خلاف چیز! از این حرفها! مگر میشود؟ ولی باید توجه داشت که این حرف را کی میزند؟ یک مجتهدی میزند که از مراجع وقت اعلم بوده. در این حرف هم کسی شکی ندارد، او دارد یک همچنین حرفی میزند. من در بعضی از این نوشتهها دیدم راجع به این که مرحوم آقا میفرمودند من وقتی نظر میکردم به مرحوم آقای انصاری، به دیدگاه یک پیغمبر نظر میکردم آن وقت مسخره میکردند در نوشتهها ایشان! بله پیغمبر این آقا هم باید یک همچنین کسی باشد که فلان باشد و از این مزخرفات! خب بنده خدا، تو که داری این حرفها را میزنی یک بیستم این آقای طهرانی هم سواد نداری، چه میفهمی تو از این مسئله؟ تو هِر را از بِر تشخیص نمیدهی آن وقت داری ایراد میگیری بر این که آن آقا که دارد این حرف را میزند به هر دوغ فروش و کلّاشی که نمیگوید پیغمبر، به هر عمامه به سری که نمیگوید پیغمبر، به هر کسی که دو قران سواد دارد که نمیگوید پیغمبر، به کی میگوید؟ او در دیدگاه خودش به یک وثوقی رسیده است که قلب او را با قلب رسول خدا در اتصال میبیند میگوید این دارد از آنجا میگیرد و میدهد، خب چه او را دیدی چه پیغمبر را دیدی، خب دو دوتا چهارتا، به این راحتی، اینکه دیگر کاری ندارد اینکه دیگر داد و بیداد و کتاب چاپ کردن و کاغذ حرام کردن ندارد! تو او را در این حد نمیبینی خب نبین چرا داری به آقای طهرانی ایراد میگیری؟ چرا به علامهی طهرانی داری ایراد میگیری؟ تو هم بلند شو بیا، هوایت را کنار بگذار نفست را کنار بگذار از چاپ و فلان و دکان و دستگاه یک خورده دست بردار، آن وقت میفهمی! نه ما میخواهیم اینها را داشته باشیم آن را هم داشته باشیم هیهات هیهات هیهات که به یک سر سوزنی از آنچه که بر قلب او گذشته است بر قلب تو بگذرد و بعد هم با همین نیت از دنیا برو و در زیر دو متر خاک تو را دفن کنند و تازه باید منتظر گرزهایی که زلزله میآیدها گرزهایی که در انتظار پاسخ و جوابهایی که از ناحیهی سرکار میرسند، حالا باش. چون نکیر و منکر نیات را میخوانند نکیر و منکر از دلت خبر میدهند.

