لزوم به حساب نیاوردن اعمال نیک در قبال خداوند متعال
5ولی ما اینقدر برای خودمان گرفتاری و بیا و برو و رفت و آمد ها و افراد و دوست و رفیق و اینها را به وجود می آوریم خلاصه بلند گوها و سر و صدا ها هست که دیگر دِماغ ما و مغز ما و قلب ما و سینة ما را مجالی برای آن نحوه از تفکرات نمی ماند و جا برای آنها باقی نمی ماند. اینکه در روایت داریم خوشا به حال مؤمنی که در بیست و چهار ساعت یک ساعتش را برای خودش و تفکرش وقت بگذارد این است معنا که انسان با این تفکّر بیاید و با نتایجی که از این تفکر در یک ساعت بدست آورده بیاید، می خواهد کتاب بنویسید بنویسد و می خواهد درس بگوید درس بگوید می خواهد منبر برود برود می خواهد نماز جماعت بخواند نماز بخواند، می خواهد تبلیغ کند و کسب کند و با مردم ارتباط داشته باشد و رفع حوائج مردم را بکند ، بعد از این تفکر و نتیجه بیاید.
قضیۀ مولانا به همین مسأله اشاره می کند در قضیة عیاض با سلطان محمود که خیلی مورد توجه بود یک اتاقی داشت، خدمت رفقا گفتم خودتان هم در مثنوی خواندید، واقعا ما هر چه معارف داریم در کتاب مولانا جلال الدین رضوان اللَه علیه است و اسکنه بحبوحة جناته، که مردی به این بزرگی در عالم اسلام و معارف کمتر آمده است و افسوس که خارجی ها دارند استفاده می کنند و ما بعد از هفتصد سال می گوییم سنی بوده سنی بوده! این شد هنر ما ، سنی بوده چه چیز گیر تو می آید؟ خب بدبخت برو اشعارش را بخوان استفاده کن! مگر تو می خواهی دنبال عمر و ابوبکر بروی؟ که چی یعنی سنی بوده سنی بوده؟ کسی حرف غلط می گوید جواب بده مطلب خلاف گفته بیا جواب علمی بده، مگر می گوید دنبال عمر و ابوبکر بیا؟ تو دنبال علی برو. تمام زینت حرفها و اشعار و سخنان و منبر و کتاب ما، اشعار از مولاناست آن وقت می گوییم سنی بوده، کافر بوده و جبری بوده و همین شرّ و ور ها که صد تا یک غاز هم ارزش ندارد، سنی بوده خب تو هم شیعه! ماشاء اللَه به آن معرفت و فهمتان نسبت به امام.

