لزوم به حساب نیاوردن اعمال نیک در قبال خداوند متعال
4شما آمدید فلان کار را انجام دادید و این کار را کردید و...، برای کی ؟ برای خدا! برای اینکه خدمت کنیم، ما شیفتگان خدمتیم و این مسائل، چرا به آقای فلان گفتید که آقای فلان نباید در این مسائل باشد؟ چرا؟ مگر برای خدا نیست؟ حساب است دیگر و خدا حساب می گیرد . خدا رحمت کند مرحوم آقای دستغیب رضوان اللَه علیه را ، خدا رحمتش کند ایشان آمدند سراغ مرحوم آقا که بیایید در اینجا به جای من ، مرحوم آقا فرمودند که قبول نخواهند کرد! ایشان گفتند که من این کار را خواهم کرد و ایشان هم گفتند بسیار خب حالا برو ببینیم من راست می گویم یا تو! یادم هست ایشان آمده بود منزل طهران، عبارت ایشان این بود که آقای آسید محمد حسین آنچه کردیم نشد که نشد که نشد. واخلص العمل فان الناقد بصیر بصیر، عملت را خالص، کن آن کسی که این عمل را در ترازوی نقد و بررسی میگذارد که مثل من و شما نیست او یک دستگاه دیگری دارد یک تجهیزات دیگری دارد برای آزمودن و آزمایشگاه عمل و میزان خلوص و صدق عمل ، او حساب دیگری دارد، اخلص العلمل ، عملت را خالص کن نیتت را خالص کن.
اگر نظر شریف رفقا باشد در جلسات عنوان راجع به خلوص نیّت در اقدامات و در جریان مبارزات مرحوم آقا رضوان اللَه علیه مطالبی را عرض کردم و در آنجا گفته شد که معیار و ملاک برای حرکت یک مؤمن در امور اجتماعی و در امور سیاسی و حکومتی و ارتباط با افراد اخلاص عمل و صدق نیت است، این ملاک است. عمل انسان لوجه اللَه باشد خالصاً لوجه اللَه باشد هرکسی هم به مقدار ادراکش و سعة وجودی و مشاعرش، خدا به همان مقدار از او می خواهد. ما که هیچ وقت خلوص امام سجاد را نداریم و خدا هم از ما نمی خواهد و ما هم این را کنار می گذاریم و خیالمان راحت، به همان اندازه ای که خدا به ما عقل داده است بالاخره کم و بیشی داده ، به همان مقدار که عقل و شعور داده و انسان در خلوت خودش می تواند حساب برسد، نه! در شلوغی و بیا و برو و سلام و صلوات و آقا بفرمایید بالا بنشینید و میکروفن و...! نه! آنجا مجال برای فکر کردن نیست و بی خود زحمت نکشید ، آنجا مجال برای تفکر و تأمل و به خود رسیدن نیست. وقتی این بلند گو ها رفت کنار و آقا بفرمایید ها تمام شد و آدم رفت در خانه اش در را بست و لباس هایش را هم درآورد و فقط یک پیراهن و شلوار پایش بود، برود گوشة ایوان یا پشت بام یا اتاق و چراغ را هم خاموش کند و بعد بنشیند خودش را از آن محیط در بیاورد ببیند چقد پرت شده یا در راه بوده است؟ یا بلند شود از منزلش برود بیرون و یکی دو کیلومتر از شهر فاصله بگیرد و دیگر چشمش به آبادانی نیفتد خودش تنها باشد و دور و برش کسی نباشد بنشیند روی تخته سنگی، فکر کند نسبت به وضعیت و کار خودش و اینکه چقدر دارد در راه می رود یا بیراهه می رود؟ آن موقع خدا برای انسان جرقه هایی را می زند آن موقع خدا برای انسان مطالبی را روشن می کند اگر انسان ... بعد با آن نیت بیاید وارد منزل بشود و در را باز کند و برود در منزل و فردا از منزل خارج شود و وارد اجتماع شود و با آن نیت با مردم طرف شود ها؟ مسأله فرق میکند.

