اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم به حساب نیاوردن اعمال نیک در قبال خداوند متعال

14٬345
سال 1427

فقره: معرفتي يا مولاي دليل عليك و حبِّي لك شفيعي اليك و انا واثق.... 1 انسان در پيشگاه پروردگار متعال نبايد اعمال و كارهاي حسنۀ خود را بحساب بياورد. 2 تلاش مرحوم علامه طهراني در جريان تدوين قانون اساسي و مخالفت و معارضت برخي از افراد با ايشان. 3 ملاك و معيار براي حركت مؤمن در امور سياسي و اجتماعي و حكومتي اخلاص در عمل و صدق نيت مي‌باشد. 4 چگونه مسائل اعتباري عالم دنيا و كثرات آن افراد را از ادراك جايگاه اصلي و شخصيت واقعي خود باز مي‌دارد. 5 انكار برخي از مسلَّمات مسائل اعتقادي و تاريخي شيعه توسط برخي از اهل علم. 6 معناي رعايت مسئله وحدت با اهل تسنن و ساير اديان چه مي‌باشد. 7 دين اسلام آئيني جهان شمول بوده و دستورات آن مطابق با فطرت همۀ انسانها مي‌باشد. 8 عارف و وليّ كامل الهي چه شخصي مي‌باشد. 9 اهتمام و تأكيد بزرگان و اولياء الهي بر خواندن زيارت عاشورا. 10 لزوم پرهيز افراد از منّت گذاشتن و داشتن حالت طلبكارانه نسبت به پروردگار متعال در قبال انجام عبادات و تكاليف. 11 تفسير آيه شريفه:( فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ) . 12 سالك راه الهي همۀ نعمت‌ها و كمالات را از جانب پروردگار متعال دانسته و نظاره مي‌كند.

لزوم به حساب نیاوردن اعمال نیک در قبال خداوند متعال

توضیحات:

فقره: معرفتي يا مولاي دليل عليك و حبِّي لك شفيعي اليك و انا واثق.... 1 انسان در پيشگاه پروردگار متعال نبايد اعمال و كارهاي حسنۀ خود را بحساب بياورد. 2 تلاش مرحوم علامه طهراني در جريان تدوين قانون اساسي و مخالفت و معارضت برخي از افراد با ايشان. 3 ملاك و معيار براي حركت مؤمن در امور سياسي و اجتماعي و حكومتي اخلاص در عمل و صدق نيت مي‌باشد. 4 چگونه مسائل اعتباري عالم دنيا و كثرات آن افراد را از ادراك جايگاه اصلي و شخصيت واقعي خود باز مي‌دارد. 5 انكار برخي از مسلَّمات مسائل اعتقادي و تاريخي شيعه توسط برخي از اهل علم. 6 معناي رعايت مسئله وحدت با اهل تسنن و ساير اديان چه مي‌باشد. 7 دين اسلام آئيني جهان شمول بوده و دستورات آن مطابق با فطرت همۀ انسانها مي‌باشد. 8 عارف و وليّ كامل الهي چه شخصي مي‌باشد. 9 اهتمام و تأكيد بزرگان و اولياء الهي بر خواندن زيارت عاشورا. 10 لزوم پرهيز افراد از منّت گذاشتن و داشتن حالت طلبكارانه نسبت به پروردگار متعال در قبال انجام عبادات و تكاليف. 11 تفسير آيه شريفه:( فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ) . 12 سالك راه الهي همۀ نعمت‌ها و كمالات را از جانب پروردگار متعال دانسته و نظاره مي‌كند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم به حساب نیاوردن اعمال نیک در قبال خداوند متعال

16
  • خدا می فرماید در حدیث قدسی ذکری لذاکرین ذکر و یاد من برای آنهایی است که یاد منند و جنتی للمشتاقین بهشت من برای آنهایی است که اشتیاق به من دارند و انا خاصّ للمحبین من مال محبین هستم آنهایی که به من محبت دارند ، آنهایی که به من اشتیاق دارند بهشت به آنها می دهم و آنهایی که مرا یاد می کنند به یادشان هستم ولی من برای که هستم و من دربست برای که هستم؟ من وجودم را در اختیار کی گذاشتم ؟ در اختیار محبین و آن کسانی که مرا دوست دارند.

  • این مسأله به اینجا رسید حالا ما نمی دانیم که فردا شب هم این مجلس هست یا نیست؟ علی کلّ حال ما مطلب را به اینجا رساندیم ولی راجع به مسألۀ محبت دیگر ظاهرا نمی دانم باز هم توفیق داریم صحبت بکنیم یا نه؟ علی کلّ حال به جای خوبی رسیدیم و این مقدار متوجه شدیم که امام سجاد علیه السلام چرا حضرت اعمال را به حساب نیاورده اند و آنها را به عنوان شفیع نزد پروردگار عرضه نداشتند؟ چرا؟ به خاطر اینکه عمل جنبۀ انتساب به انسان دارد، من این کار را انجام می دهم گرچه از خداست ، اگر من عمل را از خود نبینم پس دیگر چرا عرضه بدارم؟ اگر از خود نبینم و ظهور او بدانم چرا باید عرضه بدارم؟ اگر از خود می بینم و انتساب به خود می دهم خب چیزی که انتساب به خود داشته باشد قابل عرضه به پروردگار نیست، ولی مسألۀ محبت مسأله ای است که جنبۀ‌ کثرتی ندارد یک تعلق است و یک ربط است که بین بنده و بین پروردگار آن ربط حاصل می شود حالا خدا می تواند بگوید بیخود مرا دوست داری؟ نمی تواند بگوید. می گوید خودت محبت را قرار دادی من چکار کنم؟ خدا می گوید تو این کار را انجام دادی ، می گوید توفیق و همتش را تو دادی، وقتی هیچ چیز نماند بعد آن مسألۀ ربط می ماند، خدا نگاه می کند ببیند که چقدر این ربط است، لذا می فرماید: انا عند ظنّ عبدی المؤمن بی ان کان خیرا فخیرا1 جایگاه من نسبت به بندة من، جایگاه من است در قلب او ، چقدر به من علاقه و محبت دارد ، چقدر روی من حساب باز می کند، اگر من را یک فرد و ذاتی دانست قصی القلب و قهار و بی اعتناء و عصبانی و اهل حقد و جزا و این مسائل، من از این بنده خوشم نمی آید چون من اینجور نیستم. اگر یک بنده ای مرا نسبت به خودش محبّ و عطوف و رئوف و با اغماض و با گذشت و با عفو و با مغفرت بداند من هم همان‌جور خواهم بود، پس وقتی که قرار بر این است چرا انسان نسبت به چنین ذاتی تعلق نداشته باشد؟ چرا چنین ذاتی را دوست نداشته باشد و چرا با خدا نرد عشق نبازد؟ چرا کارها را از روی اجبار انجام بدهد؟ چرا با علاقه و محبت و عشق نباشد؟

    1. الکافی، ج ٢، ص ٧٢.
/ 0