اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
معرفتی یا مولای دلیلی علیک و حبّی لک شفیعی اِلیک و أنا واثق من دلیلی بدلالتک و ساکن من شفیعی الی شفاعتک.
معرفت من ای مولای من به تو، دلیل من بر توست و محبت من به تو، شافع من در نزد توست و من وثوق دارم که دلیل من مرا دالِّ به سمت و سوی تو خواهد بود و سکونت خاطر و آرامش ضمیر دارم که شفیع من مرا نزد تو شفاعت خواهد کرد.
خدمت رفقا و دوستان عرض شد که مقصود از معرفت در کلام امام سجاد علیه السلام معرفت ذات پروردگار و اسماء و صفات اوست نه معرفت به اشیاء دیگر و علوم دیگر، چه علوم مادی یا غیر، آن مدرکات و معلوماتی که ارتباطی به ذات پروردگار و اسماءو صفات او ندارد و آنچه که ما را به سمت خدای متعال هدایت می کند عبارت است از شناخت ما به ذات پروردگار و کیفیت وجود او و کیفیت بروز اسماء و صفات از ذات او، کیفیت بروز و ظهور آثار وجودیِِ از او، نحوةتعلق و ربط ما با پروردگار و مبدأ هستی، مئال و مرجع ما به آن مبدأ و کیفیت ورود ما به آن عالم، اینها اموری است که ما را به پروردگار هدایت می کند ولی سایر علوم چه علوم مادی باشد و علوم متفرقه و یا علوم عبادی باشد که مربوط به جوارح و تکالیف ظاهری است مانند فقه اصطلاحی، علم به نماز و روزه و اعمال ظاهری، اینها در این مسأله دخالتی ندارند مگر مختصر، پس کسانی که فقط به علوم ظاهری پرداختند و خود را از معارف الهی که فلسفه و عرفان و تفسیر و علوم اهل بیت، روایات و احادیث اعتقادی است محروم کرده اند اینها راه به مقصد و جایی به مقصود نمی برند و هر کسی باید به مقتضای فهم و سعة وجودی خودش به دنبال مطلب و به دنبال حقیقت باشد. ما نگوییم که ما معرفت امام سجاد را نداریم پس راه به آنجا نداریم. نخیر ، هر کسی به هر مقدار که معرفت داشته باشد به همان مقدار مکلف است.

