اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

16036
سال 1427
نسخه عربی

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

3
  • قطعاً شما که در اینجا نشسته اید به میزان معرفت و شناختی که از وقایع و حقایق برده اید که قبلا نداشتید، به همین مقدار مسؤولید. این مقدار از مطالب که شما می دانید طبعاً این افرادی که در کوچه و خیابان حرکت می کنند اطلاع ندارند. شما به همین میزان و مقدار که از معارف از حقایق و واقعیات توسط اولیای الهی در کتب خودشان یا در بیانات خودشان در اختیار شما و ما قرار داده شده است به همان مقدار ما مسؤول هستیم و خدا روز قیامت به همین مقدار از ما حساب می گیرد نمی گوید که مسألة عرفان به جای خودش و نماز و روزه ات به جای خودش، نماز و روزه و شناخت و عرفان همه با هم است و همه در یک دایره و محدوده قرار دارد. تصور نشود بر اینکه اینها مسائل جدایی است و این احکام ظاهری و تکالیف ظاهری اینها جای خود را دارند ما اول باید نسبت به اینها حساب پس بدهیم حالا از آنها سؤال شد، نه! این حرفها نیست، خدا می گوید من برای تو حجّت آوردم و من برای تو مطلب و کتاب آوردم من برای تو بیان آوردم و تو سرمایة وجودی خود را هدر دادی و به همین نماز و روزه اکتفا کردی و مثل بقیه فقط این مقدار از سعة وجودی خود را به کار بستی و بقیه را به هدر دادی و از سایر ابعاد وجودی خود استفاده نکردی.

  • یک شخصی یک مثالی می زد خیلی مثال خوبی بود ما خوشمان آمد. گفت این مقدار که ما از امور ظاهری دنیا و از عمری که خدا به ما داده و سرمایه داده استفاده کنیم درست مثل یک کشتی سیصد هزار تنی می ماند ، کشتی ها مختلف هستند از قایق گرفته که یک نفر می نشیند و پارو می زند تا این کشتی هایی که نفت را اینطرف و آن طرف می برند آنها تا سیصد هزار تن هم هست ده هزار تنی است و پانزده هزار تنی دارد و سیصد هزار تن گنجایش دارد! یک دریا در دریا حرکت می کند، مثل اینکه یک شخص یک کشتی سیصد هزار تنی را اجاره کند که یک کیلو شکر را ببرد آنجا! این یک کیلو شکر را می توانی با دست ببری نیازی به کشتی ندارد و راست هم می‌گوید. یعنی آن سرمایه ای که خدا برای انسان قرار داده و ما آن مقدار که از آن سرمایه را در این دنیا استفاده می کنیم نماز می خوانیم و روزه می گیریم و حج انجام می دهیم و سطح مدرکات و معلومات خودمان در همین حد باقی می ماند ، فرض کنید یک نفر هر چه هم در مسائل ظاهری خبیر باشد روایات قوی و صحیح و ضعیف و موثق را بداند و بتواند احکام را استنباط کند شکیات نماز و دماء ثلاثه ، غسل مسّ میت را بتواند استنباط کند آن موقع که استنباط کند و فتوا بدهد آن وقتی که می خواهد از دنیا برود شما بروید بالای سرش با او حرف بزنید، از خدا چقدر می داند؟ از اسماء و صفات خدا چقدر می داند؟ وجود پروردگار را چطور تصور می کند؟ شاید به نظر نرسد که میزان فهم او نسبت به پروردگار از افهام عادی بیشتر باشد، خب چی شد؟