اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

16036
سال 1427

اهمیت تفقه در دین و فراگیری علم حکمت و تفسیر و عرفان

10
  • یعنی چه؟ اینها می فهمند قُلْ هُوَ اَللّٰهُ أَحَدٌ ﴿الإخلاص‌، ١﴾ یعنی چه، اینها جمع بین احدیت و اللَه را در مقام استجماع بین صفات و ذات می توانند دریابند که چطور ذات از آن حقیقت مجردۀ خود تنازل می کند [و] از آن تجرّد دست بر نمی دارد ، در عین کثرت وحدت خود را حفظ می کند و درعین وحدت با کثرت عددی جمع می شود، تمام این کثرات عددی جمع می شوند و آنها حقیقت وجود و موجود را دریافتند و آنها می توانند درک کنند که این مسألۀ توحید و این آیات شریفۀ قرآنی در چه عالمی دارد حرکت می کند و در چه عالمی این حقایق دارد بروز و ظهور پیدا می کند، وإلا این مسائل ظاهر همیشه بوده و همیشه خواهد بود و یک مقدار فرق می کند، این می گوید دو دفعه آب بریز و او می گوید سه دفعه آب بریز حالا ما چهار دفعه آب می ریزیم اشکالی هم ندارد. اینجا فرض کن که باید این کار را انجام بدهی و نیاز به رکعت احتیاط هم نیست حالا ما یک رکعت هم احتیاطا می خوانیم خیلی مطلب ، جای تأمّل ندارد ، آنچه که هست این است که ...

  • بنابراین امام سجاد‌ می فرماید معرفت من به تو، مقصود امام سجاد، معرفت به ذات پروردگار و اسماء و صفات است به میزانی که خداوند در اختیار هر کسی قرار داده است. قطعا ما معرفت امام سجاد و امام باقر و امیر المؤمنین و امام زمان را نداریم و نخواهیم داشت ولی به همین میزان که به واسطة لطف و کرامت آنها نصیب ما شده هم مسؤولیت نداریم؟ اینها مسؤولیت دارد، خداوند می فرماید در روز قیامت به ما که من که این فهم را به تو دادم تو از منزل خاله ات نیاوردی ، این فهم را که به تو دادم در قبالش اینجا چه آوردی؟ می گوییم خدایا ما برای تو نماز خواندیم و روزه هم گرفتیم ، خب آن را که همه انجام می دادند و این مسائل را نداشتند و این نماز و روزه را هم خواندند و این کار ها را انجام دادند شما چه کردی؟ لذا امام سجاد علیه السلام آمده در اینجا در مقام عرض و پیشگاه پروردگار، اینجا امام سجاد آمده عمل را از مطرح نمودن در مقام پروردگار خارج کرده ، این را می گویند ارتقاء‌ روح و ارتقاء نفس و ارتقاء مدرکات. نیامده حضرت بفرماید که خدایا من حجّ پیاده انجام دادم و این را آوردم در اختیار تو گذاشتم ، این را نفرموده است ، چرا؟ چون عمل را که وقتی انسان انجام می دهد این عمل ـ در شب گذشته و شب های گذشته عرض کردیم ـ عمل را اگر انسان بخواهد در مقام عرضه بیاورد هزار تا در آن حرف است، اول چیزی که هست در این عمل، این است که آن چه را که ما انجام می دهیم در قبال عوض است، خلوص ندارد. ما در جایی بودیم فردی می گفت البته آن شخص، شخص بزرگی است و متّقی است و از صلحا است و مرد بزرگ و عالمی است و می خواست بگوید که ما در دنیا کاری انجام ندادیم عبارتش این بود که در روز قیامت اگر مرا بیاورند در پیشگاه عدل الهی و از من سوال شود که برای ما چه آوردی ؟ ‌من فقط این را می گویم که خدایا من شش ماه برای تو روزها را روزه گرفتم و شب ها را تا به صبح بیدار بودم، فقط این را می‌گویم، هیچ کار نکردم ، نه درس دادم و نه مطالعه کردم و نه تبلیغ کردم، اینها چیزهایی است که در طول زندگی یک فرد عالم انجام می دهد و قصدش هم قربت است و برای خدا هم هست این می خواست حالت تواضع خودش را نشان بدهد که من نسبت به اعمالی که در دنیا انجام دادم به این نحو بودم که عمل خود را به حساب نمی آورم آنچه را که می توانم به خدا عرضه بدارم این است که شش ماه از عمرم را مرتّب روزها را روزه گرفتم و شب ها را هم تا صبح بیدار بودم.