اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از حالت توقع وطلبكاربودن درقبال پروردگار

14378
سال 1427
نسخه عربی

پرهیز از حالت توقع وطلبكاربودن درقبال پروردگار

4
  • یک مطلبی را من قبلا خدمت شما تذکر بدهم آن شب که راجع به آن قضیه من صحبت می کردم که مرحوم آقا که داشتند کتاب می نوشتند در کتاب امام شناسی به یک قضیه ای راجع به عمر برخورد کردند که زنی بریئه ای را و بی گناهی را بردند و محکوم به زنا کردند و سنگسار کردند و ایشان چند ساعت به من می گفتند من همینطور بی اختیار راجع به این قضیه اشک می ریختم و اصلاً دست خودم نبود که این مسأله چیست، بعد به رفقا گفتم، رفتند تحقیق کردند که قضیه راجع به عثمان بوده است نه راجع به عمر. این را خواستم خدمت رفقا بگویم.

  • امام صادق علیه السلام می فرمایند: تری الرجل لا یخط بلا واو و لا فاء خطیب مسقعا لا یخطیءُ بلام و لا واو و قلبه کاللیل المظلم و تری الرجل لا یعرف شیء‌و قلبه یظهر کمایظهر المصباح1 شما برخورد می‌کنید با یک نفر، یک شخصی که معروف است مثلا سهبام واقف ‌می گویند در طول سال هر جا که صحبت می کرد لفظ تکراری به کار نمی برد، خیلی عجیب بود! شما مردی را می بینید که یک واو را به جای فا نمی گذارد و فا را به جای واو نمی گذارد خطیب است مسقعاً یعنی خیلی زبردست است در القاء کلام، در خطابه خیلی زبردست است. شخصی بود سابق، از سخنرانان زمان شاه بود، من یک وقتی جایی بودم مرحوم‌آقای مطهری آنجا بود داشت برای مرحوم آقا می گفت: می‌گفت در خطابه نمره اش بیست است، و واقعا وقتی که صحبت می کرد خیلی غریب و عجیب بود و اصلا سحر می کرد افراد را در جذب نفوس و انتخاب تعابیر، بسیار استاد بود، این هم یک فنّی است، خیلی از چیزها یک فنون و ذوق خاصّی دارد مثلا شعر، طبع و ذوق شعری این فقط اختصاص به مؤمنین ندارد. چه بسیار از فسّاق و فجّار طبع شعر روانی هم داشتند ولی آدم فاسقی بودند، این هم همین طور است. خطابه و القاء کلام هم احتیاج به ایمان ندارد، مثل زور می ماند، حالا هر که زور است مؤمن است؟ سلمان فارسی بندة خدا مگر چه اش بود؟ حالا شما رستم دستان را می گویید این از موحدین و اولیای خداست؟ یا از عمرو بن عبدود کذا که در جنگ خندق آمد با سپاه کذا یا فرض کنید این افراد و پهلوانان که دین ندارند و...، این هم یکی از صفات و غرایز و ذوقیاتی است که احتیاج به ایمان ندارد ، القاء کلمات و خطابه احتیاج [به ایمان] ندارد. ولی سیاه، وقتی انسان این کلمات را می شنود و وقتی این نوارها را گوش می دهد از آن فرد، تا گوش می دهد می بیند قلبش سیاه شد ، بنده خودم بارها تجربه کرده ام، هر وقت من صحبت او را گوش می دهم هم اکنون هم حتی، قلبم مکدّر و سیاه می شود، مال چیست؟ برای تأثیر نفسی است که به واسطة‌کلمات خارج می شود، مرحوم آقای حداد یک وقت رفته بودند سر قبر این فرد با یکی از بستگان تا در را باز کرده بودند گفتند: عجب ظلمتی در اینجا هست!‌ سه بار گفتند عجب ظلمتی در اینجا هست، برگردیم. برگردیم! تعجب از اینجاست که مردم بیهوش هستند، مردم متوجه نمی شوند مردم چه بَه بَه و چَه چَهی می زنند، مردم چه استقبالی می کنند، مردم چه ابتهاج و انبساطی پیدا می کنند چیست قضیه؟ چقدر ما از معنویات به دور هستیم.

    1. الکافی، ج ٢، ص ٤٢٢: عن ابی عبدالله علیه السلام:... تجد الرجل لا یخطی بلام ولا واو خطیباً مصقعاً و لقبه أشدُّ ظلمةً من اللیل المظلم و تجبد الرجل لایستطیع یعبّر عمّا فی قلبه بلسانه و قلبه یزهر کما یزهر المصباح.