لزوم یادگیرى علم فلسفه و حكمت براى ادراك حقائق دین
3معرفتی بک پس بوده، معرفت من به تو دلیل من است ، البته این را هم در نظر داشته باشید که اینها کمک می کند نه اینکه بی خاصیت است، نه! اینها کمک می کند. از ادیسون سوال کردند که در مسألةاختراع چه چیزی دخالت دارد؟ گفت نود و نه درصد تلاش و کوشش انسان و یک درصد جرقه هایی که باید از جایی بیاید و تا آن یک درصد نیاید این نود و نه درصد عقیم است، کاری از پیش نمیبرد. این مقدار را می فهمند آن بندگان خدا. یا انشتین مسائلی که راجع به ماورای طبیعت به مقدار فهمش گفته بوده، همین ، در آخر عمر گفته بوده ای کاش من این مقدار عمری را که صرف ارتباط بین مادّه و کیفیت ربط آنها با انرژی به دست آورده بودم مقداری را صرف ماورای ماده می کردم! یعنی فهمیده بوده یک خبری هست ولی آن چیست؟ از اتم که نمی تواند بفهمد، صد تا اتم هم کنار هم بگذارد نمی فهمد ، نمی تواند تشخیص بدهد، ولی چرا احساس درونی آنها اینچنین است که باید یک دست غیبی در پشت مسأله نهفته باشد ولی خصوصیاتش چیست و کیفیت اداره اش چیست و کیفیت ارتباطش چیست؟ آیا آن دست غیبی همینی نیست که داری آن را مطالعه می کنی؟ هیچ وقت به این نکته می رسد ؟ نه ، چه کسی به این مسأله می رسد؟ یا ذهن وقاد و نقاد یک فیلسوف اسلامی یا مشاهدات و واردات یک عارف الهی که البته آن دومی قوی تر و به حقیقت نزدیک تر است.
حتی از روایات هم این مسأله به دست نمی آید شما هزار سال روایات بخوانید و هزار سال کلام امام صادق را در این زمینه بخواهید بخوانید روایات امیرالمومنین را بخوانید، چیزی دستگیرتان می شود؟ نه، اینهایی که خواندند و هزار بار نهج البلاغه را خواندند و خطبات توحیدی امیرالمؤمنین را هم از حفظ هستند، بیایند راجع به یک جمله نظر بدهند داخل فی الاشیاء لا بلممازجه، یعنی چه؟ مگر فهمیدند؟ مگر به حفظ کردن است؟ مگر خطبات امیرالمؤمنین شعر است که حفظش کنیم؟ خارج عن الاشیاء لا بالمباینه یا بالمزایله، یعنی چه؟ از اشیاء خارج است ولی جدا بودنش از اشیاء نه مثل جدا شدنی است که شما یک چیزی را از درون یک کیسه بیرون می آورید، یعنی چه؟ امام صادق و موسی بن جعفر و امام رضا هم فرمودند، همةاینها به دنبال امیرالمؤمنین در مقام شرح همین خطبات امیرالمؤمنین بودند ، ائمة بعد آمدند خطبات جدشان را شرح کردند. این روایات و احادیثی که در این زمینه آمده تمام اینها شرح همانی است که امیرالمؤمنین در نهج البلاغه و غیر نهج البلاغه فرمودند ، آن خطبة توحیدی موسی بن جعفر یا در توحید صدوق خطبات امام رضا علیه السلام یا امام جواد را بیاورید و آنها را بخوانید اگر به اندازةسر سوزنی فهمیدید که امام رضا چه گفته است؟ سر سوزن می گویم یعنی اینقدر روی مسأله تأکید دارم. اگر نود سال شما عمر کنید و تمام عمرتان را در فقه بگذرانید و روایات فقهی و تفسیر را ببینید اگر به اندازةسر سوزنی فهمیدید که این روایتی که موسی بن جعفر در توحید گفته یعنی چه؟ من از هر چه گفتم استعفا می دهم ، چرا؟

