عدم جدایى مبانى حكمت و فلسفه از دین
12یک مطلبی یکی از رفقا به من تذکر داد من خیال می کنم اشتباه کرده بودم ، چند شب پیش اگر یادتان باشد راجع به عتبه گفتم فَناء ، فِناء درست است ، فَناء به معنای نیستی است و به معنای محو و نابودی است به همان معنای اصطلاحی خودش ، عتبه درگاه خِناء. الهی عبیدک بفِنائک نه بفَنائک، مسکینک بفِنائک ، فقیرک بفنائک.
می گوید ما بعد از همۀاین مطالب آمدیم و بار خود را به درگاه اهل بیت فرود آوردیم و می گوید این اسفاری که من الان دارم می نویسم پس از این مرحله است، با تهذیب با مراقبه با دقت ، ملا صدرا فرد محدثی بود، به تمام اخبار وارد بود، شما تفسیر او را نگاه کنید ببینید چقدر واقعاً تفسیر عجیبی است، به تمام آرای مفسرین و روایات وارد بود ، مرحوم صدر المتألهین. مگر ملا صدرا ، ملا صدرا اصلا به بوعلی به خاطر مکتب مشاءش اصلا اعتناء نمی کرد، ولی وقتی که اسمی از محی الدین می خواست بیاورد چون محی الدین آن عارف بزرگ و عظیم و مفاخر اسلام ، واقعا محی الدین عربی از مفاخر اسلام بوده است، مفخر اسلام بوده است محی الدین عربی، وقتی اسم ایشان را میآورد ببینید چه القابی می آورد ، چه القاب عجیب و غریبی برای او می آورد، ما بگوییم این فلسفه فلسفۀیونان است و در اسلام نیست ، آقا جان آن فلسفۀیونان به جای خود، این که الان ما داریم و داریم رویش بحث می کنیم و تأمل می کنیم و با عقل و منطق خود نه با تعبدِ از اینکه ملا صدرا این را گفته ، ملا صدرا گفته برای خودش گفته است، با همۀبزرگی و احترام و عظمت شأن و مقام عظمت و طهارتی که این بزرگ بر اثر ریاضات و مراقبت ها و تهذیب نفس ها و اعتزال و دوری از این عوام کالانعام و اهل علم نفهم و نادان به دست آورد درعین حال وقتی که ما کلام او را مطالعه می کنیم با عقل خودمان می سنجیم ، شاید بعضی هایش را هم قبول نکنیم ، آیۀ قرآن که نیست روایت معصوم که نیست بالاخره او هم یکی بوده مثل ما ، مرد بزرگی بوده و صاحب مقاماتی بوده ولی امام نبوده، امام صادق حسابش جداست، امام باقر حسابش جداست، این بزرگان به جای خود، ائمۀ ما به جای خود، افتخار صدر المتألهین این است که شاگرد مکتب امام صادق است ولی خودش امام صادق نیست، خودش امام باقر نیست و خودش امام رضا نیست، آن امام مطلب دیگری دارد.

