اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم جدایى مبانى حكمت و فلسفه از دین‏

14369
سال 1427
نسخه عربی

عدم جدایى مبانى حكمت و فلسفه از دین‏

9
  • این را برای دوستان اهل علم می گویم که از نقطۀ نظر استنباط مبانی کلّی، انسان به خبر واحد نمی تواند [عمل کند] این به خاطر همین قضیه است ، مبنای کلّی و اعتقادی نه اینکه احکام ظاهری ، یک اعتقاد کلّی ، یک مبنای فقهی ، یک قاعدۀ فقی و قاعدۀ‌اعتقادی و مبنای سلوکی، یک مبنا از اصول اعتقادی، اینها را با خبر واحدی که یک نفر بگوید نمی توان اثبات کرد، انسان باید از نقطۀ نظر ورود اخبار و رعایت قرائن و شواهد به مرحله ای برسد که برای او قطع پیدا بشود و ما این مسأله را تجربه کردیم، دیدیم که چه ها شد و چه مسائلی درآمد و هر کسی بر اساس ظنّ خود و بر اساس خیال خود و برداشت خود... من کنار آقا نشسته بودم در جلسه ایشان صحبت می کردند یکی از رفقا در کنار من نشسته بود آدم خوبی بود و الان هم هست و از دوستان ما است و بسیار هم محترم است، داشت مطالب آقا را می نوشت بر حسب اتفاق من چشمم افتاد دیدم اینکه ایشان می نویسد و این که او می گوید دو تاست! این گوش عوضی می‌شنود، گفتم آقا ننویس! ایشان این را گفت. کسی که دارد می نویسد گوشش درست ادراک نمی کند، گوش که باید صددرصد بگیرد، هشتاد و هفتاد درصد می گیرد لذا می گویند، این مطلب را رفقای طلبه توجه کنند، در موقع درس چیزی ننویسید ادراک شما به دو نقطه منعطف می شود یکی برای نوشتن و یکی برای گوش دادن لذا مطلب را نمی گیرید ، ننویسید. کاملا به حرف استاد گوش بدهید و توجه کنید، رفتید در منزل شروع کنید به نوشتن یا بعد از درس . 

  • آنچه را که باید صد درصد بگیرید هشتاد درصدش یا هفتاد درصدش را می گیرید، کاملاً انسان نمی‌گیرد، کاملاً درک نمی کند . داشت عوضی می نوشت، حالا شما فکر کنید اینکه الان دارد این را عوضی می نویسد بعدا قسم می خورد و دروغ هم نمی گوید، نه اینکه معاند است نه! می گوید آقا این را فرمودند و من هم نوشتم بعد هم روی این کلامش قسم می خورد که این کلام، کلام آقا بوده و در اختیار دیگران قرار می دهد، این تکلیف چیست ؟ قضیه چه جور می شود؟ لذا الان بسیاری از مطالبی که از زمان مرحوم آقا نقل کردند و نوشتند وقتی به من نشان می دهند خط می زنم و می گویم این کلام آقا نیست. همه را خط می‌زنم، چون می شناسم ایشان را و به طرز تفکر و کیفیت صحبتشان و رعایتشان نسبت به دقت در تعابیر آشنا هستم ، اگر شما هم جای من بودید همینطور بودید ، هیچ مسأله و فخری هم نیست. اگر من یک مطلبی را از پدر شما نقل کنم و شما بگویی نه! اینطور نیست، خب من پدرم را بیشتر از شما می شناسم چه می گویی؟ من با او بودم یا تو بودی؟ من می دانم او چه گفته و من می دانم او چه برداشتی داشته و امثال ذلک.