اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم جدایى مبانى حكمت و فلسفه از دین‏

14369
سال 1427
نسخه عربی

عدم جدایى مبانى حكمت و فلسفه از دین‏

3
  • یکی از اشکالات مهمی که بر مسألۀ جدایی مبانی حکمت و فلسفه از دین یا مکاشفات روحانی و معنوی اهل عرفان و معرفت و شهود نسبت به مکتب تفکیک وارد است این است که اینها می گویند که این مسائل و این علوم فلسفه و حکمت، قبل از اسلام از یونان آمده است، از اسلام نبوده، بله درست است. قبل از اسلام فلاسفه و حکمای یونان، بزرگان اهل توحید مثل افلاطون و ارسطو و سقراط و بقراط، اینها از بزرگان اهل توحید بودند، گرچه مسلمان نبودند ، مگر حضرت عیسی و موسی مسلمان بودند؟ اسلام به معنای تسلیم را همه داشتند و در آیۀ‌ قرآن داریم که اینها همه مسلم به معنای تسلیم در برابر خواست و ارادۀ حق و شریعت حق هستند ولی اسلام به معنای اصطلاحی مخصوص به شریعت پیامبر است. انبیاء گذشته شرایع خاصّ خود را داشتند ، در عین حال ما به همۀ آنها احترام می گذاریم و کسی که آنها را سب کند از دین خود بیرون می دانیم تا این حد. کسی که به حضرت عیسی توهین کند ما مسلمین او را از دین خود بیرون می دانیم ، حضرت عیسی پیامبر الهی، عظیم الشأن، و حضرت موسی، اگر قبر حضرت موسی مشخص بود و در ایران بود آیا ما به زیارت قبر حضرت موسی نمی رفتیم؟ پیامبر الهی، نه! هر روز هم می رفتیم و هر روز هم عتبۀ او را می بوسیدیم ، پیامبر الهی است جایگاه خاص خودش را دارد و ولیّی است از اولیای الهی، مقامش محترم، اما شریعت اختصاص به پیامبر دارد و یک چیز مشخصی است. حالا چون حضرت موسی قبلا آمده ما دیگر باید به او بی احترامی کنیم و خدای ناکرده سبّ و دشنام بدهیم و بی توجهی کنیم؟ نه! حضرت عیسی از پیامبران الهی است محترم و معزّز هستند، در نزد همۀ ادیان باید به این ترتیب باشد.