مراتب فیض امام علیه السلام نسبت به افراد
7یک وقت داشتیم با هم می آمدیم طهران، ایشان برای کسالتی مرحوم آقا به من گفته بودند که در خدمت ایشان بیایم طهران و بعد به اتفاق مرحوم آقا رفته بودیم برای دکتر و اینها ، در ماشین عقب نشسته بودیم ، ماشین یکی از رفقا بود. یک بحثی کردیم راجع به اینکه آیا امام علیه السلام می تواند امر کند به اموری که بر خلاف میل انسان است؟ فرض کنیم که انسان زنش را طلاق دهد و یا دخترش را به فلان شخص بدهد و یا از فلانی دختر بگیرد؟ ایشان گفت آقا اصلا امکان ندارد امام ...! چنان به ضرس قاطع که اصلا ایشان وحشت کرد که چنین حرفی چطور از دهان من درآمده! اینقدر استغراب و استعجاب از این مطلبی که من مطرح کردم! من دیدم خیلی قضیه...! بعد شروع کردم صحبت و آیات و یواش یواش آمدم از همان طریق انداختمش در فکر کردن ، دیدم دارد فکر می کند ، دیگر صحبت نکردم و گذاشتیم در فکر، یک قضایایی مطرح کردم و آیات قرآن آوردم ولی خیلی نرم و لطیف و...! خب ما خیلی متجرّی بودیم در بحث، گفتیم یک مقداری ... در حالی که بسیار مردی بود اهل ولا، متوسل به ائمه بود و خدا رحمتش کند بسیار مرد بزرگی بود و اهل ولا بود و راجع به ائمه شعر می گفت و اصلا زیارتی امام رضا علیه السلام ایشان ترک نمی شد. لااقل دو هفته و سه هفته یکبار به زیارت امام رضا علیه السلام از همین قم مشرّف می شد، کدام یک از افراد اینطور بودند؟ و من شنیدم که ایشان فرمودند که هر وقت من به طهران بروم تا به حال نشده است که زیارت حضرت عبدالعظیم را ترک کنم، چنین فردی بود، ولی با تمام این اوصاف مطلب تمام نیست، مسأله چیز دیگر است، من خودم به ایشان ارادت داشتم و ایشان را واقعا دوست داشتم هر وقت من حرم مشرّف می شوم چون قبر ایشان در آنجاست تا به حال نشده که برای ایشان فاتحه نخوانم حالا صرف نظر از آن حق استادی که بر من دارند خب ما اساتید زیادی داشتیم ولی صحبت در اینجاست که مطلب کجاست؟ و ما کجا باید برویم؟

