مراتب فیض امام علیه السلام نسبت به افراد
5حالا این آدم خوبی هست بندۀ خدا آدم صاف و فرد خوبی است ولی صحبت در این است که امام علیه السلام در توجّهش نسبت به این یا توجّهش نسبت به آنکه بگوید من یک لحظه خود را از حضور امام علیه السلام جدا نمی بینم یکی است؟ هر دو به یک مرتبه است؟ نه اینکه بگوید امام علیه السلام بر کار من اشراف دارد ، خب این حرفی است که همۀ ما می زنیم، بالاخره رفقایی که اینجا هستند فهم و ادراکشان فرق می کند، این حرفی است که همه می زنیم که امام علیه السلام بر ما از خود ما نزدیک تر است، بر احوال ما از خود ما نزدیک تر است. از خود ما به ما خب چه کسی نزدیکتر است؟ امام علیه السلام با آن احاطه و سیطرۀ ولایی و علّی خودش یعنی در ایجاد حوادث خارجی و پدیده های عالم کُون وجود امامعلیه السلام جنبة علّت دارد و علّت از نقطۀ نظر اشتداد وجودی اشدّ بر معلول است، شدیدتر است و صورت معلول در نفس علت است، از این نقطه نظر امام نزدیکتر است ، این مطالب را گفتیم و رفقا هم می دانند ولی او می گوید من یک لحظه خود را از وجود او جدا نمیبینم، اصلا امام کجاست؟ امام اشراف دارد؟ کدام اشراف و احاطه؟ احاطه و اشراف به جای خود! من اصلا خودم را یک لحظه جدا نمی بینم تا اینکه فکر کنم او بر من اشراف دارد یا ندارد؟ این معرفت با [آن] معرفت یکی است؟ این شناخت با آن شناخت یکی است؟ ها؟ و امام علیه السلام نظرش نسبت به این دو یکی است؟ یعنی هر دو را به یک چشم می نگرد؟ به هر دو به یک مرتبه عنایت دارد؟ به هر دو به یک رتبه فیض علمی می رساند؟ فیض امام فیض علمی است دیگر! فیض آب و نان که چیزی نیست، فیض و رزقی که ما از ناحیةامام زمان دریافت می کنیم فیض علمی است و فیض روحی و تجرّد و تقرّب است والا غذا و این حرفها مراتب خیلی پایین است و غیر معتدٌ بها است والا مسأله عمده مسأله القاء مدرکات و مفاهیم علمی و انوار مقرّره و جاذبه ای که انسان را به آن سمت می کشاند از ناحیة نفس آن حضرت، [مسأله عمده اینهاست نه آب و نان.]

