اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه نماز در مکتب اولیاء الهی

14183
سال 1427

جایگاه نماز در مکتب اولیاء الهی

18
  • چون اگر وثوق داشته باشند وقتی پیغمبر بگوید حلق کنید حلق می کنند ، مکه را فتح نکردیم؟ نکنیم بهتر! بر می‌گردیم، تیر و شمشیرنمی خوریم راحت تریم ، حالا برگردیم ما به زنمان گفتیم می رویم و برایت یک کیلو طلا می‌آوریم! می رویم مکه خانة ابو سفیان و ابو جهل را فتح می کنیم و کیسه های طلا را می کشیم بیرون و این همه که تا حالا برایت طلا نخریدم الان می روم تمام توبره هایم را پر از طلا و جواهر و برلیان می کنم و سر تا پایت را طلا می گیرم و زن هم نشسته در مدینه و دارد روز شماری می کند که شوهرش برگردد و چند کیسه طلا بیاورد ، حالا می بیند برگردد، خب چه کار کردی؟ هیچ چیز ، رفتیم آنجا چند روزی بودیم و ریش هایمان را خاراندیم و یک مقدار پس کله مان را، بعد هم یک صلح نامه امضاء‌کردند و گفتند بر گردید سر جایتان ، بَه بَه ماشااللَه! به شما می گویند مرد؟! اینها را همه در ذهنش می آورد! ها! اینها چیست؟ وسوسه است. یکی یکی اینها را در ذهن می آورد و نفس یک دفعه می ایستد! می آید بین خودش تا حالا بین خودش و پیغمبر باز بود یکدفعه بسته می شود، ای داد بی داد تا به حال برای ما پیش نیامده؟ یک دفعه بسته می شود ، بسته که شد حالا پیغمبر می آید می گوید حلق کنید ، چی حلق کنید؟ به همین راحتی حلق کنیم و سرمان را بتراشیم؟

  • یک عده که باور داشتند سرشان را می زنند، مفصل است و شنیدید و خودم برایتان گفتم، خب حق با پیغمبر است یا با ابوسفیان؟ ابو سفیان می گوید بفرمایید اگر راست می‌گویید بیایید دیگر ، مگر تو رسول خدا نیستی ؟ او هم می آید آنجا شاخ و شانه می کشد و بیشتر جزّ اینها را در می آورد! می‌گوید مسلمانها! اگر راست می گویید تشریف بیاورید و بفرمایید! شما که تا حالا می گفتید ملائکه پشتمان و جلومان و چپ و راستمان هستند پس کجا رفتند ملائکه؟ ولی آن کسی که محکم است، قرص است، می گوید ده دفعه دیگر هم بیایید این حرفها در کت ما نمی رود، ما همین پیغمبر را داریم والسلام! صد دفعه بیاید و شکست بخوریم و برویم بالا و بیاییم پایین می خندیم و اصلا دلمان می خواهد شکست بخوریم و چه کسی گفته باید پیروز شویم؟ اصلا ما یک مرضی گرفتیم که از پیروز شدن بدمان می آید! پیغمبر اینها را و این جور آدمها را می‌خواهد. اینها به درد پیغمبر و راه می خورند. اینها به درد سلوک می خورند. اینها به درد این هدف می خورند، آنکه وقتی شکست می خورد بیشتر بخندد تا وقتی که پیروز است ، بیشتر خوشحال شود و بگویید بَه بَه چه خوب بود! شکست خوردیم حالا برگردیم دست از پا دراز تر به خانه مان .