جایگاه نماز در مکتب اولیاء الهی
15لذا امام علیه السلام می فرماید: این است مطلب که من وثوق کامل دارم بر اینکه از این نقطۀ نظر دیگر مطلب تمام است. خیلی مهم است ، بارها خدمت رفقا عرض کردم اگر کسی قدم خلاف بردارد ولی با وثوق بردارد آن قدم خلافش، صحت و واقع ثبت می شود، و اگر کسی قدم صحیح بردارد با شک و تردید، هیچ ارزشی ندارد، انسان همیشه باید نسبت به مسیرش وثوق داشته باشد، حالا عمل که نمی کند یک مطلب دیگری است، عمل بکند یا نکند، اهتمام داشته باشد یا نداشته باشد، آن مطلب دیگری است که بحث دیگری دارد ولی باید نسبت به صحت راه و مکتب و مسیرش، باید وثوق داشته باشد ، وثوق یعنی چه؟ یعنی وقتی که کاری را انجام داد مطمئن باشد که مسیر او صحیح است و اگر بعد آمدند و گفتند فلانی بفرما! تو که می گفتی اینطور حالا دیدی اینجور درآمد و دیدی حق با ما بود! تکان نخورد. شبهه در ذهنش نیاید ، شک برای او پیدا نشود ، ا! اگر راه با ما بود اگر مسیر با ما بود اگر صحت و اتقان با ما بود پس چرا الان اینجور شده است؟ ما که این دسته را خلاف می دیدم و راه اینها را خلاف می دیدیم ، الان اینها بر حسب ظاهر حرفشان روی کرسی نشسته است، پس چرا مراد اینها الان حاصل شده است؟ چرا که الان اینها می گویند که، مگر شما نمی گفتید اینها بر حق نیستند و مسیرشان مسیر حق نیست پس چرا در این مبارزه پیروز شدند؟ مگر شما این حرف را نمی زدید؟ ولی آن کسی که دلش محکم است، به نور ایمان روشن است او می داند که در عالم تکوین و در عالم تبدلات و تغیرات و تحولات همیشه زمانه به یک منوال نمی گردد گاهی به آن سمت و گاهی به این سمت، او می داند که همۀ حوادث و امور از ناحیۀ پروردگار و مشیّت او نشأت می گیرد حالا یک روز معاویه بر علی پیروز شود و یک روز علی بر معاویه، او این را می فهمد. او به این نگاه نمی کند که معاویه بر علی پیروز شد ، اگر اینطور است ما مطلب را خیلی نزدیک تر کنیم، اصلا بگوییم حق با ابن ملجم است! مگر نیامد امیرالمؤمنین را به شهادت و قتل رساند؟

