أهميت ثبات در مسير حق و پرهيز از اضطراب و تشتت در مسير سير و سلوك
5رسول اکرم فرمودند مغبون من استوی یوماه1 کسی که دو روزش با هم یکسان باشد مغبون است ، احساس کند امروز که روز یکشنبه است و ظاهرا شنبه است مثل اینکه ماه رمضان بر ما خیلی سخت می گذرد ، روزها جلو میافتد! امروز که روز شنبه است نسبت به روز جمعه تفاوتی نکرده است، باید برود به فکر بیفتد، تفاوت نکرده است، فرقی در خودش ندیده است، این مطالبی را که می خواهم عرض کنم برای این است که به آن مطلب برسیم که مسألة ما مسألة محبت است که چرا امام سجاد فرمود وحبی لک شفیعی الیک چرا حضرت از میان این موارد و موقعیت های مختلفِ برای انسان، دست روی محبت گذاشته است؟ مغبون من استوی یوماه کسی که دوروزش یکسان باشد مغبون است، خسارت عارض او شده است و وای به حال کسی که روز بعدش از روز قبلش اسوء باشد ، افت کرده باشد، افت در چه چیز کرده باشد؟ افت در باور، افت در گرایش، افت در میزان استحکام و اتقانِ نسبت به راه.
این افرادی که در زمان سابق خدمت بزرگان می رسیدند از رفقا و دوستان مرحوم آقا در زمان مرحوم آقای انصاری، بنده در همان موقع یادم است در دوران طفولیت قضایایی از آن موقع در ذهنم هنوز باقی مانده است، چند نفر از اینها مرحوم آقای انصاری را باور کرده بودند؟ باور به معنای اینکه مرد بزرگی است همة آنها کم و بیش باور داشتند و کسی نمی گفت که ایشان مرد کوچکی است، کسی نمیگفت ایشان مرد معمولی است، نه! باور به معنای رفض اَنانیت و استقلال در قبال شخصیت بزرگ، به این معنا، آخر ما بحمدلله خوب! نفس خیلی خوبی داریم ، خیلی عالیست، اگر پیش امام زمان هم برویم آن مقام و موقعیت خود را حفظ می کنیم! آن حالت خود را حفظ می کنیم!
یک روز خدمت رفقا عرض کردم، امام زمانی را که ما قبول داریم امام زمان صوری و خیالی است، امام زمان واقعی نیست. الان ساعت نه و نیم شب یکشنبه یک مرتبه چند نفر اطلاع بدهند، حضرت می خواهند به این مجلس تشریف بیاورند تمام اوضاع ما به هم می ریزد ، اینطور نیست ، همه چیز به هم می ریزد ، اِ! حضرت می خواهند بیایند! مؤدب و دو زانو بنشینیم و... ببینیم چه می خواهند بگویند و چه دستوری می خواهند بدهند؟ همة ذهنیت ما متوجه می شود که حضرت می خواهند در اینجا تشریف بیاورند و یک مرتبه می بینیم حضرت تشریف آوردند ، بلند می شویم و صلوات و سلام و یابن رسول اللَه! و از این مسائلی که کم و بیش همه بلدیم و یاد گرفتیم ، حضرت تشریف می آورند در اینجا می نشینند و صحبت هم نمی کنند و هیچ حرفی هم نمی زنند، به من می گویند فلانی شما صحبتت را ادامه بده! من صحبت می کنم تمام اذهان شما به جای اینکه متوجه صحبت من بشود متوجه حضرت است، بی استثناء ، جسارت ما را ببخشید ، ما همه قرار بر این است که رفیق باشیم!! یعنی آنقدر آن موقعیت و عظمت، نه عظمت واقعی! عظمت تخیلی و توهمی اذهان ما را فرا میگیرد که غیر از توجه به حضرت به چیزی توجه نمی کنیم ، این قضیه تکرار می ، دوباره فردا شب حضرت تشریف می آورند فردا شب با شب قبل ده درصد مسأله فرق میکند، چرا؟ چون تکرار شده است ، پس فردا شب هم حضرت می آیند، شب سوم می آیند و بعد می گویند که بنده تا آخر ماه مبارک رمضان شب ها می آیم اینجا ، یک هفته و ده روز دیدیم، روز یازدهم سرمان درد می کند در این مجلس نمیآییم و می گوییم فردا شب می بینیمش دیگر! حالا یک شب ندیدیم فردا شب میبینیم! این می شود امام زمان تخیلی و توهمی ، توهم است، همه اش تخیل است، این آقا، آقا و فلان و یابن الحسن و عجل علی ظهورک، همه تخیل و توهم است، یک درصد اگر آن هم خیلی ارفاق کنیم ته قضیه می ماند.
- الأمالی(للصدوق)، ص ٦٦٨: قال الصادق علیه السلام: مَن استَوَی یوماه فهو مغبونٌ.

