معرفت و اهمیت تطبیق عمل برطبق آن
7آیۀ شریفه كه میفرماید اطیعوا اللَه و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم این آیه عرض شد جزو اوامر ارشادی است یعنی نیاز ندارد كه خدا بگوید از من اطاعت كنید و از پیغمبر و از اولی الامر، یك مسئلۀ بدیهی است. خب وقتی كه انسان معتقد به پروردگار و صانع اول و خالق و مدیر و مدبر است طبعا باید اطاعت او را بر خود واجب كند و رسول چون از ناحیة او آمده است طبعا اطاعت رسول هم اطاعت خدا است و اولی الامر چون از ناحیۀ رسول آمدند طبعا اطاعت اولی الامر اطاعت رسول و اطاعت رسول هم اطاعت از خدا است. این یك مسئلۀ دو دو تا چهار تا است. اولی الامر یعنی افرادی كه زمام امور شرع به دست آنها است البته اگر ما بخواهیم یك معنای عالیتری نسبت به این آیه داشته باشیم مسئلۀ امر را همان مسئلۀ امر تكوینی تلقی كنیم كه الا و له الامر و الخلق مسئلۀ امر مسئلۀ عالم مشیت و عالم ارادۀ ذات است و خلق عبارت است از ظهور آن مشیت و اراده. ولی شنیدم بعضی از این امروزیها آمدند امر را به جهات اعتباری و تشریعی معنا كردند و خیال كردند امر یعنی همین امر و نهیهای عادی و ظاهری است. ولی چه آن معنا باشد و چه این معنا باشد اولی الامر طبق نص روایات اهل بیت علیهم السلام عبارت است از ١٤ معصوم، اینها اولی الامر هستند یعنی افردای كه زمام تشریع به ید آنها است. آنها هستند كه بر تشریع قیومیت دارند و تشریع قائم به آنها است إما بالوحی مثل رسول خدا و إما بتبیین و التوضیح مثل ١٢ معصوم و ١٢ امام كه توضیح و تبیین وحی به دست آنها است. فقط امام علیه السلام است كه میتواند احكام را بیان كند. بنده و امثال بنده نمیتوانیم بیان كنیم. ما باید ببینیم امام علیه السلام هر چه فرمود ما اطاعت كنیم، كم نكنیم زیاد نكنیم تفسیر از ناحیۀ خود نكنیم توجیه به رأی و اعتقاد نكنیم. آن چه را كه از ناحیۀ معصوم علیه السلام آمده است این را میگویند اولی الامر.

