معرفت و اهمیت تطبیق عمل برطبق آن
3حالا در این آیة شریفه كه میفرماید اطیعوا اللَه و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم، خدای متعال میفرماید كه ای مردم باید اطاعت از خدا كنید نه از غیر خدا. در تمام امور زندگی خود خدا را باید در نظر داشته باشید نیایید خدا را با غیر خدا قاطی كنید. وقتی كه یك امری از ناحیۀ پیغمبر یا خدا میآید بنشینید راجع به او فكر كنید و تأمل كنید بالا و پایین كنید خب حالا من چه جوری این را انجام بدهم؟ چه قسمیانجام بدهم كه به كسی برنخورد؟ چه جوری این را انجام بدهم كه دل فلانی كه در این قضیه ارتباط دارد نشكند؟ هان؟ وقتی كه یك امری از ناحیة خدا میآید دیگر روی آن فكر نكنید بگذارید همان طوری بیاید و جاری بشود، بیایید روی آن فكر كنید خرابش كردید. آن صفای آن امر را از بین بردید آن لطافت و ظرافت و روحانیت و رَوحِ انتساب به پروردگارش را خراب كردید گرچه بعدا هم انجام بدهید همان طوری كه مورد نظر و رضای پروردگار است ولی دیگر فایدۀ آن كم است نه این كه بی فایده است ها! آن لطافت اول را دیگر ندارد.
سالك خوب است وقتی كه یك مطلبی به او میگویند دیگر روی مطلب فكر نكند بالا و پایین نكند كم و زیاد نكند حالا این را بگویم...، خب در بعضی موارد هست مسئله هیچ ارتباطی به انسان هم ندارد خب انسان در آن قضایا خیلی با رشادت و با جرأت حركت میكند و میگوید و هنر هم نكرده چون قضیه به او مربوط نیست. میگویند آقا برو فلان مطلب را به فلان كس بگو حالا این نه ربطی دارد نه هیچ ارتباطی دارد میرود میگوید هنر نكرده یك كار عادی انجام داده. یك وقتی یك مطلبی را به او میگویند كه خودش و مسائل مربوط به خودش هم با این قضیه گره خورده، آن جا مرد اونی ست كه فكر نكند، میگویند برو راه میافتد همچین معطل نشود استارت را بزند و [برود.] بایستد! چه جوری بگویم؟ یك قسمیبگویم! حالا خودم بگویم؟ به دیگری بگویم؟

