معرفت و اهمیت تطبیق عمل برطبق آن
13ولی خدا كه دارد میبیند آن كه دیگر در تلاطم نیست امروز یك جور بشود همین طور نگاه میكند فردا یك جور دیگر بشود باز نگاه میكند چرا؟ چون دارد یك چیز دیگر را میبیند. برای او نوسانات عالم ماده جنبة معلولیت را دارد و تأثر، نه جنبۀ تأثیر و سببیت را، لذا همیشه حالش یكسان است. او دارد نگاه میكند میبیند مشیت خدا چطوری دارد میآید؟ امروز این جوری میآید فردا یك جور دیگر. امیرالمؤمنین علیه السلام، هیچ باكیش نیست. میرود در جنگ جمل پیروز میشود همین طور نگاه میكند میرود در جنگ صفین و شكست میخورد باز همین طور نگاه میكند، میآید باز در جنگ نهروان پیروز میشودهیمن طور نگاه میكند. هیچ فرقی شما نمیبیند در وجنات او. وقتی كه پیروز میشود چنان اعلامیه صادر میكند كه گوش فلك را كر میكند وقتی هم شكست میخورد همچنین اعلامیه صادر میكند كه چه عرض كنم! هان؟ نه! نه اون طرف اعلامیه میدهد نه این طرف اعلامیه میدهد یك روال خاص دارد این میشود ولی خدا. این میشود آن سفینهای كه در امواجِ فتن، آن سفیه دچار اضطراب نمیشود راحت راه خودش را میرود و این امواج را یكی پس از دیگری میپیماید ولی افراد عادی هر كسی میخواهد باشد در هر سطحی و مرتبه ای، همین قدر كه ولی خدا نباشد دیگر هر كسی میخواهد باشد.
امروز تابع یك جریان است فردا تابع جریان دیگر. امروز تابع یك قضیه است فردا تابع قضیۀ دیگر. امروز ناراحت میشود فردا خوشحال میشود امروز میزند بر سرش، فردا میخندد! این چیست؟ این به خاطر این است كه در حوادث و وقایع دنیا به دید كثرت نگاه میكند نه به دید وحدت. چون دید دید كثرت است همراه با كثرات در حال تغییر و تبدل است كثرت كثرت است دیگر. امروز با آدم خوبند فردا به آدم برمیگردند ای بابا تو كه دیروز با ما خوب بودی حالا چرا به ما اخم كردی؟ به اخمت نگاه كنیم یا به خندۀ تو نگاه كنیم؟ آدم میرسد به آنجایی كه نه به اخم مردم نگاه میكند، وقتی تجربه كسب كرد دید نه اخم آنها اخم است نه خندۀ آنها خنده است. نه قهر آنها روی حساب است نه آشتی آنها روی ملاك است همه بر اساس اعتباریات است. منافع اقتضا بكند [به] روی انسان میخندند منافع اقتضا نكند میروند پی كار[شان،] اصلا به آدم اعتنا نمیكنند، اعتنا نمیكنند.

