معرفت و اهمیت تطبیق عمل برطبق آن
12وجدد السفینی فان البحر عمیق عمیق، كشتی خود را دائما مرمت كن نقاط ضعف و نقصان او را اصلاح كن چرا؟ چون دریا دریایی است مواج و عمیق و گرداب گردابی است عمیق. آن عقاید و آن یافتههای خودت را كه بر آن عقاید و یافتهها سوار شدی و بر روی دریا حركت میكنی آن یافتهها را یافتههای بی نقص و عیب قرار بده، آن اعقتادات را اعتقادات بی نقص و عیب قرار بده، آن باورهایت را باورهای متكامل قرار بده نه باورهای همراه با نفس. اگر به شخص سرمیسپری بدان كجا میسپری چون دریا عمیق است اگر بر اساس یك اعتقادی داری دین و دنیایت را میگذاری بدان چه اعتقادی است چون دریا متلاطم است چون امواج فتن یكی پس از دیگری میآید و تحمل ادراك و هضم این امواج را از تو میگیرد پس بنابراین اگر بر كشتی سوار میشوی بر كشتی مطمئن سوار شو.
در بعضی از این مسائلی كه اتفاق افتاد رفقایی كه این مسائل یادشان هست میدانند كه چه قضایایی در آن موقعها اتفاق میافتاد و چه مطالبی در آن زمانها به وقوع میپیوست كه حتی بسیاری از شاگردان ایشان را دستخوش همان تحولات قرار داد چرا؟ چون آنها سفینۀشان را تجدید نكرده بودند اعتقاداتشان را بر یك اساس مكین و متقن بار نكرده بودند در حال تذبذب بودند در حال شك بودند تمایل به یمین و یسار داشتند وقتی كه ما با آنها صحبت میكردیم در عباداتشان اضطراب مشاهده میشد در عبارات ایشان مسائل و جریاناتی كه در نفس آنها میگذشت پیدا بود اتكای ایشان نسبت به مرحوم آقا آن قدر اتكای محكم نبود مسائلی كه اتفاق میافتاد از آنجایی كه با مطالب نفس همگونی داشت برای آنها از جاذبۀ بیشتری برخوردار بود. در نتیجه چه بود؟ سوار شدن بر این امواج آنها را این طرف میبرد این طرف میبرد این طرف میبرد. یك قضیه اتفاق میافتاد یكخورده موافق با نفس، میدیدیم گل از گلشان شكفته شده، یك قضیه اتفاق میافتاد مخالف، میدیدیم ابروها در هم رفته و لب و لوچه آویزان شده. دوباره پس فردا یك قضیه اتفاق میافتاد موافق با مرام، میدیدیم لحن و عبارت تغییر كرده، بَه بَه ماشاءاللَه امروز خیلی سرزنده است. یك قضیه اتفاق میافتاد در ذوقشان كه میخورد میدیدیم آمدندسرشان را انداختند پایین. خب بابا همیشه سرت را بالا نگه دارد همیشه در یك حال باش چرا این طرف و آن طرف هی میروی تا این كه هر روز یك شكل عوض میكنی؟ چرا؟ چون اینها بر سفینۀ هموار و راهوار سوار نشده بودند. سفینة اینها كه بود؟ اهواء و آراء ناقصه بود دیدگاههای ناقص بود، دیدگاه ناقص. آراء نسنجیده بود.

