اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت و اهمیت تطبیق عمل برطبق آن

14053
سال 1427
نسخه عربی

معرفت و اهمیت تطبیق عمل برطبق آن

10
  • شیعه می‌گوید اولی الامر فقط معصوم است نه فقیه و نه ولی فقیه و نه حاكم و نه مرجع و نه عالم، هیچ كدام اینها اولی الامر نیستند. اولی الامر یعنی ١٤ معصوم والسلام! شیعه این را می‌گوید. مشخص هم هست افراد مشخص هستند تاریخشان هم مشخص است همه هم اطلاع دارند حالا بیننا و بین اللَه اگر رسول خدا بیاید و تصریح كند بر ولایت و بر خلافت ائمۀ معصومین خب دیگر نیاز ندارد كه بیاید و بگوید حالا بیایید از اینها اطاعت كنید خب مشخص است دیگر. اطیعو اللَه و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم یعنی اینها. خب این می‌شود چه؟ این می‌شود عمل. عمل یعنی انقیاد و اطاعت. كسی كه عمل یك مكتبی را سست می‌شمارد یعنی نسبت به آن مكتب باور ندارد، این است معنایش. باور داشتن تا دانستن دو تا است. باور! قبول! پذیرش! این دو تا است.

  • می‌آمدند خدمت مرحوم آقا می‌گفتند كه آقا ما مدتی است این جا هستیم و مطالبی، چیزی، اینها، نمی‌دانیم چرا خلاصه آن همت را نداریم؟ آن چیز را نداریم؟ آن ارزش را نداریم؟ آن اهتمام را نداریم چه می‌شود؟ مرحوم آقا می‌فرمودند چون باور ندارید. اگر كسی باور كند حقانیت یك راهی را دیگر احتیاج به تذكر ندارد، احتیاج به گوشزد ندارد احتیاج به گوشزد ندارد. چطور در آن مطالبی كه مربوط به مسائل دنیا هست نسبت به آنها چنان مته را به خشخاش می‌گذارید كه هیچ نكته سنجی نمی‌تواند به این دقت حسابرسی كند چرا؟ چون ما دنیا را باور داریم عالم ماده را باور داریم هواهای نفسانی را باور داریم امور دنیوی و شهوانی را باور داریم. خیلی عجیب است خیلی واقعا مسئله عجیب است كه چطور ما در مسائل دنیوی این قدر دقت به خرج می‌دهیم!

  • چندی پیش یك مطلبی شنیدم، خیلی به هم ریختم خیلی حالم به هم ریخت و خیلی متأثر شدم و پیغام دادم كه شما بروید و بگویید راجع به مسئله. شنیدم یكی از افراد منتسبین به مرحوم آقا وقتی كه یك وصلتی پیش آمده، آن شخص آمده و گفته كه نظر مرحوم آقا بر مهرالسنه است چرا شما مهرالسنه نسبت به دختر خودتان اعمال نمی‌كنید؟ ایشان با تمام صراحت و به دروغ گفته نخیر! نظر ایشان به مهر السنه نبوده و این حرفها را به ایشان می‌بندند و باید این مبلغ از سكه، مبلغ بالایی بوده، و هرچه آن گفته كه آخر ما این طور شنیدیم و این طور آمدیم و چیز كردیم، گفته نخیر! این مطالب دروغ است و نظر ایشان این نبوده و باید این طور بشود و از همۀ اینها بالاتر، آن شرایطی را كه در عقدنامه و اینها هست و مرحوم آقا می‌فرمودند با این شرایط من هیچ عقد نمی‌كنم ایشان آن قدر پافشاری كرده كه آن شخص ملزم شده بر این كه شرایط را امضا كند! این همان آدمی‌بود كه در زمان مرحوم آقا آمده بود می‌گفت آقا چرا ما نسبت به انجام عبادات سست هستیم؟ خب آی دروغگو! تو می‌خواهی این دخترت را با این شرایط بدهی چرا دیگر به مرحوم پدر ما می‌بندی؟ چرا دروغ می‌گویی؟ چرا تهمت می‌زنی؟ چرا برای مسائل دنیا تمام ارزش ها را زیر پایت داری می‌گذاری؟ بگو آقا نظر ایشان این بوده و من نمی‌خواهم این طور بدهم! خب خیلی خب حالا هر چه! تو كه می‌آیی و آن شخص تحقیق كرده از این طرف و آن طرف.... وقتی كه چند روز پیش به من این مسئله را یك كسی گفت خیلی من وضعم به هم ریخت! خیلی! و رو كردم به آن شخص و گفتم از این به بعد دیگر من با او قطع رابطه كردم و تمام شد. مگر این كه برگردد و توبه كند و برود [در] خانواده اش اعلام كنند كه من به مرحوم آقا تهمت زدم و نظر خودم را اعمال كردم و مطلب را برگرداند به همان چه مورد نظر ایشان بوده، در غیر این صورت دیگر من با او تا آخر عمرم صحبت نمی‌كنم، مطلقا.