جایگاه معرفت و محبت در وصول انسان به مقصود
5آن وقت امام صادق میفرماید این را بگو آن وقت تو میخواهی ابصار را اضافه کنی؟ خاک بر سرت کنند! چه را میخواهی اضافه کنی؟ کأنَّ خود خدا دارد میگوید این را بگو آن وقت تو میگویی من از خدا بهتر میفهمم؟ این را که میخواهم خدمت شما عرض کنم و دارم روی آن تأکید میکنم بخاطر این است که ما به مسائل خودمان بپردازیم ها! مرحوم آقا میفرمودند سالک رند و سالک زرنگ آن سالکی است که هر وقت مطلبی گفته میشود اول بیاید به خودش منطبق کند نه این که بزند به چپ و راست و این طرف! نه! میرود اول به خودش منطبق کند نه این که فکرش را ببرد بگذرد یواشکی رد شود، منظور آقا کسی دیگر است منظور آقا آن است ما نیستیم ما که الحمدلله به مقام طهارت عظمیرسیدیم! نه! ایشان وقتی که در مقابل مرحوم آقای حداد بودند ـ بنده خودم شاهد بودم ـ تمام حواس ایشان متمرکز در او بود. من وقتی که دقت میکردم در کیفیت جلوس ایشان با اساتید خودشان و اساتید عرفان میدیدم که نه تنها از کلام بلکه از اشارات چشم و ابرو و حرکت دست و اینها مطلب میگرفتند! مطلب میگرفتند و عمل میکردند ها! به کار میبستند خب بیخود که نشدند آقای کذا بالاخره حساب و کتابی هست. عمل میکردند.
بنابراین کسی که میخواهد به سمت خدا و علوم الهی برود باید تمام قوای خود را و ذهن خود را و توجه خود را و نیاز خود را و احتیاج خود را و استعداد خود را در این نقطه متمرکز کند، در غیر این صورت نصیبش کم خواهد بود، نه این که نصیب ندارد نه! نصیبش کم است. خب چرا انسان نصیب خودش را کم کند؟ چرا؟ چرا انسان یک کاری کند که بعد از سی سال بگوید ای داد؟ این ای داد را نمیگفتی کاری میکردی که بعد از سی سال به آن ای داد نمیرسید قضیه. علومیکه از ناحیۀ اهل بیت علیهم السلام میآید آن علوم نور دارد. یک محفوظاتی است مثل سایر محفوظات، شما چه یک روایت حفظ کنید چه یک شعر مستهجن حفظ کنید هر دوی اینها یک مقدار از حافظۀ شما را اشغال میکند یک چند بایتی از این فایل حافظه و ذاکره اشغال میشود، به مقدار..، این مربوط به.... اما آن روایتی که از امام میآید آن روایت نور دارد آن شعر مستهجن از ناحیۀ آن شاعرِ فاسقِ فاجر و اهل دنیا ظلمت دارد! وقتی که شعر حفظ میکنید ظلمت پیدا میکنید وقتی که تصنیف حفظ میکنید ظلمت پیدا میکنید وقتی که قرآن گوش میدهی نور پیدا میکنی وقتی که موسیقی گوش میدهی ظلمت پیدا میکنی. هر دو صوت است آن صوت صوتی است که نور میآورد. ظلمت منافاتی با نشاط ندارد میگویند ما موسیقی گوش میدهیم نشاط پیدا میکنیم نه آقا! آن نشاط نشاط شهوانی است. موسیقی حرام است حرام است و برو برگرد هم ندارد چیزی را که خدا حرام کرده ظلمت میآورد. روایتی که امام علیه السلام میفرماید همین که ما این روایت را میخوانیم یک تکان میخوریم این همان نوری است که خورده. همین که ما یک روایت را مطالعه میکنیم یک تغییری محسوس در ضمیر و در نفس و در وجدان احساس میکنیم این همان نور است. ذلک فضل اللَه یؤتیه من یشاء، این همان است، این از آن جا آمده. منتهی یک وقتی ما این نور را میگیریم نگه میداریم از آن محافظت میکنیم ضیافت میکنیم پذیرایی میکنیم یک وقتی این نور میخورد بعد از پنج دقیقه ده دقیقه فراموش میکنیم و نسیاً منسیّا او را به بوتۀ ظهور و نسیان میسپریم.

