جایگاه معرفت و محبت در وصول انسان به مقصود
10امام سجاد علیه السلام میفرماید معرفت من به تو، دلیل و راهنمای من به سمت تو شده است مرا به سمت تو برده. از غیر تو جدا کرده. بعد امام علیه السلام وارد فقرۀ بعد میشوند. میفرمایند و حبی لک شفیعی الیک، حب من به تو، این شفیع من در نزد تو است. چرا از میان این همه امتیازها و شاخصهها و اموری که انسان میتواند آنها را به پروردگار عرضه بدارد امام علیه السلام مسئلۀ حب را مطرح میفرماید؟ مگر اینها اهل عمل نبودند؟ مگر اهل عبادت نبودند؟ چرا امام علیه السلام نفرمود عبادتی که من کردم در این دنیا این شفیع است؟ و خب همه هم میگویند باید همین طور باشد دیگر! انسان نمازش را مرتب بخواند با رعایت بخواند با موازین بخواند روزهاش را بگیرد امورش را انجام بدهد ارتباطاتش را در میان مردم...، مگر غیر از این است؟ چرا این ها موجب شفاعت نیستند؟ چرا اینها موجب ارزش و بهاءِ انسان در عالم حساب و کتاب و نزد پروردگار نیست؟ خب شکی نیست که انسانِ بدون عمل، هیچ فائدهای بر آن مترتب نیست. در هر کجا از آیات قرآن شما ملاحظه کنید میفرماید ایمان و عمل، ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات، ایمان تنها فایدهای ندارد. آن کسانی که ایمان آوردند وعمل صالح انجام دادند، حتی نسبت به غیر مسلمین، آنها هم میگویند. در آن آیهای که میفرماید ان الذین آمنوا و هادوا و النصاری و الصابئین من آمن منهم باللَه و الیوم الآخر و عمل عملا صالحا البته آیه مربوط به مستضعفین است نه این که مربوط به کل افراد، آن کسانی که مسلمانند و یهود هستند و نصاری هستند و صابئین، ستاره پرستان و اینها، اگر اینها ایمان بیاورند به خدا و عمل صالح انجام بدهند خداوند اجر اینها را محفوظ میدارد که این آیه یکی از آیاتی است که دلالت بر مغفرت و غفران اهل استضعاف دارد که اهل استضعاف هم مشمول رحمت الهی هستند، مستضعفین. ان المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان لایستطیعون قیلی فی الارض، مستضعفین که نمیتوانند موقعیت خودشان را تغییر بدهند، این یکی از آن آیات مربوط به استضعاف است.

