جایگاه معرفت و محبت در وصول انسان به مقصود
4امام صادق میفرماید آن چه را که من میگویم همان را بگویید، من میگویم یا مقلب القلوب، حالا ما به خاطر این که یکخورده قشنگتر بشود یا مقلب القلوب والابصارش میکنیم همچنین کلام قشنگتر شود سجع و قافیۀ او بهتر باشد! مگر شعر است آقاجان! مگر این جا مقام شعر و خطابه است؟ کسی که میخواهد کلام امام صادق را بخواند نباید در ذهنش باشد که ممکن است چیز دیگری هم در کنار این باشد آن جا هم سرک بکشیم ببینیم کسی دیگر چیزی گفته یا نه؟ همین که این تخیل در ذهن آمد آن نور کلام امام صادق میرود بیرون! میرود بیرون! اگر ده دفعه هم شما این دعا را بخوانید دیگر فایده ندارد فایده ندارد! چرا؟ چون دل برگشت دل وقتی نور خدا را میگیرد که بداند فقط از طریق امام صادق است و بس! همین! آن وقت نور خدا را میگیرد آن وقت آن کلام در جان او اثر میگذارد اما همین که تصور کرد ممکن است فلان آقا هم یک دعای خوبی هم در این زمینه کرده باشد حالا آن را هم برویم ببینیم، ممکن است مطلب دیگری....! خراب کرد خودش را، خراب کرد چه خراب کردنی؟ خراب شد چرا؟ چون تأثیر دعا، تأثیر از عالم روح و معنا است و از عالم طهارت است و کسی میتواند استجلاب طهارت کند که خودش مطهر باشد خودش به مقام طهارت ذات رسیده باشد طهارت ذات ها! نه در مقام فعل.
انما یریدا لله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، هر چه هست در آن تطیهرای آخر است. اراده و مشیت الهی تعلق گرفته است که شما را به مقام طهارت ذات برساند از همۀ پیغمبران بالاتر، چهارده معصوم، شما چهارده معصوم را به مقام طهارت ذات برساندآن تطهیرا مال این است. ممکن است انسان عمل خودش را خوب انجام بدهد وضو که میخواهد بگیرد خوب وضو بگیرد یک حوض ـ همان طوری که چند شب پیش عرض کردیم ـ یک حوض، یک کرّ که چیزی نیست یک تن آب بریزد برای یک وضو، دیگر از این وضو بهتر میشود؟ طرف گفت که من هی میروم صبح و ظهر و عصر غسل میکنم! گفت میترسم خودت آب بشوی! حالا غیر از این که آب را مصرف میکنی خودت داری آب میشوی! حالا آدم یک تن آب را عین وسواسی ها! این بدبختها! یک تن آب را برای وضو به کار ببرد، به حسب ظاهرِ مردم دیگر از این که بهتر نمیشود! دیگر همه جا آب رسیده، دیگر زیر ناخن و همه جا! ممکن است یک نفر بیاید آقا یک حمد و سوره برای شما بخواند که هیچ امام جماعتی در عربستان هم نتواند بخواند چنان عین را بگوید که صدایش...! غین را بگوید صاد را بگوید ضاد را بگوید و چه و چه، ممکن است انجام بدهد. خب همه میگویند...! حتی ممکن است یکی بیایدیکخورده بیشتر، توجه را در نماز بیشتر کند خلوصش را بیشتر بکند، هر چه بکند تمام اینها مسائل، مسائلِ در عالم فعل و در عالم مثال است ولی در مقام ذات، طهارت ذات طهارتی است که انسان دیگر چه بخواهد چه نخواهد چه اراده کند چه اراده نکند فقط ذات پروردگار در قلب او است و غیر از او چیزی نیست که بخواهد او را از بین ببرد، آن مقام مقام طهارت ذات است. کأنَّ خدای مجسَّم دارد نماز میخواند خدای مجسم دارد روزه میگیرد خدای مجسم دارد حج انجام میدهد دیگر انسان چه را میخواهد از ذهنش بیرون ببرد؟ مگر غیرخدایی دیگر هست تا بخواهی از بین ببری او را؟ تا بخواهی از ذهنت بیرون ببری؟ مگر غیر خدایی جا دارد که تو بخواهی در مقام مراقبه باشی؟ این برای کی پیدا میشود یک همچنین چیزی؟ این اختصاص به چهارده معصوم دارد.

