اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه معرفت و محبت در وصول انسان به مقصود

14084
سال 1427
نسخه عربی

جایگاه معرفت و محبت در وصول انسان به مقصود

3
  • اما آن کسی که می‌خواهد در کلاس علوم الهی بنشیند باید حواسش را تمام متمرکز کند تا غیر از محفوظاتی که در کتابها هست یک چیز دیگر بیاید در قلبش، آن منظور من است، غیر از این محفوظات غیر از این فرمولها، غیر از این قوانین غیر از این اصول، غیر از این مطالب، کلیات و مطالبی که هست، بایدچیز دیگری بیاید که آن مسئله انسان را در حوادث نگه می‌دارد و حفظ می‌کند نه این محفوظات، این محفوظات مثل سایر محفوظات است. خب یک ارزش بالاتری دارد به جای خود محفوظ ولی آن جنبۀ باطنی و آن نور و رَوحی که از ناحیۀ این علوم، این علومی‌است که از دهان پاستور و ادیسون که نیامده بیرون! این علوم علومی‌است که از زبان امام سجاد آمده از زبان امام باقر آمده از زبان امام صادق، نفوس مطهر قدسی آمده نه از افرادی مثل من و امثال من. اگر هم ما مطلبی بگوییم هر چه هم به آن رنگ و لعاب بدهیم هر چه هم سجع و قافیه اش را رعایت کنیم زاییدة تفکر و تخیل نازلۀ ما است. یک روایت را امام سجاد علیه السلام بفرماید امام رضا بفرماید یا همان مطلب را من بگویم، زمین تا آسمان فرق می‌کند زمین تا آسمان تفاوت است. چرا؟

  • اتفاقا امروز بود داشتم یک مطالعه می‌کردم بر حسب اتفاق چشمم افتاد به یک روایتی راجع به یک قضیه ای، بحثی، داشتم مطالعه می‌کردم. یک روایت دیدم عجیب! روایت از امام صادق علیه السلام که فرمودند که در آخرالزمان این دعا را همیشه داشته باشید آن دعا یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک، اولش یک چند جمله ای هست بعد این عبارت است یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک، کسی که این دعا را بخواند معمولا هم آن طور که یادم است می‌خواندند افراد این دعا را بعد از نماز، از تعقیبات مِن جمله این دعای امام صادق علیه السلام را می‌خواندند، خداوند دینش را حفظ می‌کند حالا من فردا می‌بینم، فردا شب اگر خداوند توفیق داد این دعا را می‌آیم می‌گویم یا اگر رفقا پیدا کردند بیایند بگویند، خود من هم می‌گویم، این روایت به این کیفیت است یا مقلب القلوب بعد از یک چند جمله ای ثبت قلبی، راوی می‌گوید یابن رسول اللَه ما وَ الابصار را هم اضافه می‌کنیم، یا مقلب القلوب و الابصار! حضرت می‌گوید آن چه را که من می‌گویم بگویید اضافه نکنید. منِ امام صادق دارم یادتان میدهم تو غلط می‌کنی اضافه کنی! تو کی هستی که اضافه کنی؟ من می‌گویم این را بگو تو می‌گویی من این را اضافه می‌کنم؟ بیخود می‌کنی! آن دیگر دعای شکمی‌است! دعای شکمی‌حالا در محدودۀ یک قدری وسیعتر، یک قدری بالاتر و پایین تر! اینها با دعایی که از مقام طهارت قدسی و مقام عرش پروردگار می‌آید یک مقداری تفاوت دارد. یک کمی‌....! او کلام کلام امام صادق است او کلام کلام تو است. حالا او یک آدم معمولی. در اعلان دو اعلان است یک اعلان اعلان روایتی است که از سیدالشهدا است از امام باقر است از امام هادی است یک مطلبی هم مطلب خوب، منصحانه، نصیحت، پند، از یک شخص بزرگی، می‌بینیم اصلا بین زمین و آسمان تفاوت است حالا که این طور است چرا ما بیاییم از خودمان مطلب بگوییم؟ چرا نیاییم کلمات اولیای خودمان را بیاییم آنها را اعلان کنیم و آنها را اعلام کنیم و آنها را شعار برای مسلمین قرار بدهیم؟ از کجا کم می‌شود؟ این قدر از ائمۀ معصومین راجع به مسائل مختلف روایت هست که نیاز نیست ما و امثال ما بیایم ما مطلب درست کنیم ما خلاصه یک هدیه ای یک تحفه ای یک چیز جدیدی یک مسئلۀ جدیدی. در نماز ما این قدر از آنها روایت داریم در حج این قدر از آنها ما روایت داریم در خمس و زکات این قدر روایت داریم درجهاد فی سبیل اللَه ما این قدر از آنها روایت داریم که از سرمان هم زیادتر است از سرمان هم زیادتر است حالا بلند شویم بیاییم و یک عرض اندامی‌هم بکنیم و خودمان هم یک چیزی! نه! بهتر است که رعایت حال خودمان را بکنیم و بیش از این بله! کشف ضمائر و سرائر نفرماییم! هر چه هست از آنجا است و هر مطلب هست از آن جا است، از آن جا آمده.