اختلاف مراتب شیعیان بر حسب مراتب معرفت آنها
3اگر فردی فرض کنید که نسبت به مسائل فقهی خیلی مسلط باشد احکام را بداند مراجع و مدارک مسائل را تشخیص بدهد اقوال فقها را خوب بررسی کرده باشد سیر تاریخ فقهی را اطلاع داشته باشد کهاین مسئله چه اطواری در تاریخ فقه بر او گذشته چه فتاوایی نسبت به او داده شده؟ نقضاً و ابراماً، نفیاً و اثباتاً، قائلین به او را، فقهای نسبت به او را کاملا مطلع باشد هر قدر هم که متضلع باشد نسبت به مسائل فلسفی و حکمیجاهل است نمیتواند نسبت به مسائل فلسفی اظهار نظر کند چون نخوانده. مسائل فلسفی و مسائل حکمی یک قانون و قاعده برای خودش دارد مسائل فقهی هم قانون و قاعدۀ خاص به خودش را دارد. گرچه آن فقه حقیقی و شرع واقعی و مسائل واقعی و حقیقی، اطلاع بر آنها قطعا ارتباط وثیقی با مسائل فلسفی و مسائل عرفانی دارد نهاین فقه اصطلاحی امروزی، نه! آن فقیهی که دارای ذخیرة ارزشمند فلسفه و حکمت است مثل مرحوم علامۀ طباطبایی مرحوم قاضی مرحوم آقا، اولیاء الهی، آخوند ملاحسین قلی همدانی، استنباط آنها خیلی تفاوت دارد با استنباط افرادی که نسبت به مسائل فلسفی و حکمییا تفسیری اطلاع ندارند، خیلی فرق میکند. بینش آنها نسبت به مسائل اسلامیخیلی تفاوت میکند نگرش آنها نسبت به مبانی و کلیات فقهی و مدارک و ملاکات کاملا متمایز و متخالف است. واین یک مسئلۀ بسیار بدیهی و واضح است.
بنابراین کسی که نسبت به مسائل و احکام فقهی خبرویت دارد تضلع و اطلاع دارد اگر پنجاه سال پیش یک حکیم و فیلسوف بنشیند نسبت به مسائل فلسفی نمیتواند اطلاع پیدا کند. قاعدۀ علیت را نمیفهمد چیست؟ قوه و فعل را نمیتواند درک کند. اصالت وجود و ماهیت را نمیتواند بفهمد وحدت وجود را نمیتواند درک بکند، نمیتواند.
در زمان سابق یک روز ـ خدا رحمت کند مرحوم آقا سید مهدی روحانی از علمای بسیار بزرگ و زاهد و متقی بود مرحوم آقا سید مهدی روحانی در همین قم بود مرد عالمیبود دانشمندی بود نسبت به مسائل فقهی و اصولی خیلی متضلع بود. من آن وقتی که میخواستم کفایه بخوانم ـ خدا رحمت کند ـ مرحوم آقای شیخ مرتضی حائری یک روز من را دیدند گفتند که شما چه میخوانی گفتم رسائلم تمام شده میخواهم کفایه بخوانم. گفتند پیش کی میخواهی بخوانی؟ گفتم هنوز برای خودم استادی ندیدم تعیین نکردم. یک دو سه نفر را اسم بردند گفتند برو پیش اینها بخوان، اتفاقا هم موفق نشدم پیش هیچ کدام ازایشان [بخوانم.] یکی از آنها همین مرحوم آقا سید مهدی روحانی بود ـ یک روزایشان آمده بودند دیدن مرحوم آقا در همین قم، من در آن مجلس بودم. خیلی مرد بی هوایی هم بود مرد بی هوایی بود. یک درس خارج شروع کرده بود و بعد هم تعطیل شده بود. مرحوم آقا گفتند آقا چرا درستان تعطیل شد؟ با همان لهجۀ قمیگفت آقا ما درس را شروع کردیم کسی نیامد ما هم تعطیل کردیم، ما هم تعطیلش کردیم. خیلی آدم بی هوایی بود آدم فاضلی بودها! فاضل و مجتهد و ملّا. یک روز آمد دیدن مرحوم آقا در همین قم. گفت آقا این مسئلۀ وحدت وجودی کهاین فلاسفه و عرفا میگویند ما این را نفهمیدم چیست؟ این را میشود برای ما توضیح بدهید؟ خیلی همچین با زبان شیرین که حکایت از صفای دل و خلوص و صدق او میکرد، این مسئله خیلی مهم است که انسان نسبت به خلوصش یک مقداری بیشتر تأمل کند، نسبت به خلوص. انسان وقتی عبارتهای افراد را میخواند کلمات خیلیها را میخواند میفهمد که این کلمات ناشی از صفا و خلوص است یا مسائل دیگری خلاصه بله! در آن دخالت دارد. خیلی خوب است خیلی خوب است که انسان همیشه سعی کند که آن مسئلۀ خلوص را در کلماتش در صحبتهایش در معاشرتش، صدق را همیشه مدّ نظر قرار بدهد.

