حقیقت معرفت، شناخت شهودی ذات و آثار ذات حق
6همین اشیاء مادی و همین صور مادی به این کیفیت است فیکف بصور معنوی و به امور معنوی. امیرالمومنین علیه السلام میفرماید وقتی که من با پیغمبر به غار حرا میرفتم صدای تسبیح ملائکه و مناجات ملائکه و صحبتهایی که آنها با همدیگر کردند میشنیدم همان طوری که رسول خدا میشنید. پیغمبر به امیرالمومنین میفرمود انت تسمع ما اسمع و تری ما أری الا انه لانبی بعدی1 تو میشنوی آن چه را که من میشنوم و میبینی آن چه را که من میبینم ولی پیامبر نیستی. هیچ ضرورتی ندارد که انسان برای رسیدن به اینها حتما پیامبر باشد، نه! خدای متعال آن مواهبی را که به پیامبران اعطا نمود میتواند به غیر پیامبران هم بدهد. فیض روح القدس ار باز مدد فرماید / دگران هم بکنند آن چه مسیحا میکرد.
پس بنابراین این علوم و این مسائل اینها چیزهایی نیست که بیاید آن حقیقت نفس انسان را تغییر بدهد بدون این که انسان بخواهد. عالم شرع و تربیت، عالم اختیار است. آنهایی که میآمدند پیش رسول خدا مینشستند همه با هم یک جا مینشستند پیغمبر هم یک مطلب را میفرمود به همه، این کلام پیغمبر در آن افرادی که در آن مجلس حضور داشتند در هر کدام یک تأثیر خاصی داشت در یکی صد درصد، در یکی نود درصد، در یکی هشتاد درصد، در یکی سی درصد، در یکی دو درصد و در یکی اصلا اثر نداشت در یکی بدتر! میآمد بیرون و مسخره میکرد! استهزاء میکرد که دارد چه میگوید؟ ببین چه دارد میگوید؟ این که میگوید ببین چه دارد میگوید با همانی که صد در صد اثر گذاشته، هر دو بغل هم نشسته بودند چطور در او صد در صد اثر میکند در این اثر نمیکند؟
مرحوم آقا یک کتابی دارند به نام وظیفۀ فرد مسلمان در حکومت اسلام، مسائلی که در زمان گذشته بوده اینها را در این کتاب ایشان گردآوری کرده بودند البته تا حدودی، چند درصدی. ایشان یک روز به من گفتند فلانی! این کتاب اگر منتشر شود به نظر شما چه تأثیری ایجاد خواهد کرد؟ گفتم قطعا در مقابل این کتاب مواضعی اتخاذ خواهد شد و مقابله خواهد شد، بی بروبرگرد این مسئله هست، این یک مسئله هست. ولی این یک موجی است که برانگیخته میشود بعد کم کم با مرور زمان و انشاءاللَه با تکامل عقول کم کم فروکش خواهد کرد و وقتی که به ساحل رسید دیگر از آن موج اثری نخواهد بود. ایشان فرمودند بله! مطلب همین طور است. چیزی نگذشت که ما دیدیم سر وصدا برخواست. یک نفر از یک جا بلند شد چیزی نوشت یک نفر از یک جا یک مطلبی گفت یک نفر بالای منبر، من خودم نشسته بودم، در یک مسجدی البته اسمیاز کتاب نمیآورد ولی خب معلوم بود که منظور ایشان کیست و مطلب چیست؟ شروع کرد به صحبت کردن. بله! بعضی ها آمدند در این کتاب خودشان را در مقابل بعضی دیگر میخواهند مطرح کنند! خب آقاجان من! حالا یکی میخواهد خودش را مطرح کند خب مطرح کند. آیا این مطلبی که گفته دروغ گفته یا راست گفته؟ چرا اول به دنبال راست و دروغش نیستی جان من؟ چرا؟ انسان وقتی که یک مطلبی را، این همان قرآن است ها تفاوت نمیکند این که ما الان تعجب میکنیم چرا افراد در زمان پیغمبر بودند مطالب پیغمبر را میشنیدند و بعد مسخره میکردند؟ خب بفرما همین الان، همین شب دوشنبه، هان دوشنبه است دیگر؟ در همین وضعیت فعلی.
- نهج البلاغة(عبده)، ج ٢، ص ١٥٨:...إنّک تسمع ما أسمع و تری ما أری إلاّ أنّک لَستَ بنبیٍّ ولکنّک وزیرٌ....

