اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معرفت، شناخت شهودی ذات و آثار ذات حق

14727
سال 1427
نسخه عربی

حقیقت معرفت، شناخت شهودی ذات و آثار ذات حق

3
  • علومی‌که ما برای رسیدن به معارف و مبانی شریعت باید به دنبالش برویم اینها علومی‌است که عقل را در رسیدن به مقصود هدایت و کمک و مساعدت می‌کند ولی از آن جا که آن هویتی که این علوم را به کار می‌گیرد و برای رسیدن به اهداف و مقاصد مورد استفاده قرار می‌دهد آن هویت هویتی است آمیخته با وساوس و تخیلات و امیال و غرائز و صفات مستحسنه و سیئه و چون این هویت و حقیقتی که این علوم را به کار می‌گیرد یک همچنین خصوصیتی دارد لذا انسان نمی‌تواند به نتایج و تراوشات حاصلۀ از استعمال و استفادۀ این علوم توسط این افراد اطمینان پیدا کند، نمی‌تواند. در مورد احکام استنباط و اجتهاد احکام که خب ما می‌گوییم، نتایج استنباط و اجتهاد تمام اینها ظنی هستند غیر از یک عده از احکامی‌که این احکام ضروری هستند، بقیه هم ظنی هستند. چون یا ظن در دلالت است یا ظن در طریق. کدام مجتهدی آمده است و روایات را بر آن مبانی معرفتی که متخذ از عالم وحی و عالم شریعت و عالم ملاکات باشد انطباق داده و صحت و سقم احادیث را بر اساس انطباق با آن ملاکات تشخیص داده؟ کی آمده یک همچنین کاری کرده؟ بله! الا شذ و ندر، خب افرادی ممکن است در این مسیر در این دوره در این تاریخ، تک و توکی بودند که از آن نور باطن و چراغی که خدای متعال در نفس آنها روشن کرده بود برای وصول به حقیقت قضایا و حوادث و احکام، اینها استفاده می‌کردند.

  • اولیاء الهی در امورشان در آن جایی که ارتباط با تربیت افراد دارد و مربوط به مسائل اجتماعی و صلاح امت است از این مطلب استفاده می‌کنند لذا آنها در این مورد خطا نمی‌کنند. امکان ندارد خطا کنند. این علوم گرچه از منبع وحی و نفوس مطهرة معصومین تراوش پیدا کرده ولی از نقطۀ نظر رسوخ در نفس بر فرض صحت و تمامیت آنها، در مسئلۀ رسوخ در نفس آن جا محل سوال و محل تأمل واقع خواهد شد که تا چه مقدار اینها در نفس مخاطبین توانسته تأثیر بگذارد؟ اینها که دیگر بالاتر از آیات قرآن نیست! آیا آیات قرآن توانست ابوجهل و ابوسفیان را تغییر بدهد؟ آیا آیات قرآن توانست معاویه و یزید و حجاج بن یوسف ثقفی را عوض کند؟ اینها بعضی‌هایشان حافظ تمام قرآن بودند بعضی حافظ نصف قرآن بودند بعضی حافظ اکثر قرآن بودند یا آن علمایی که در آن زمان بودند و در خدمت دستگاه و سلاطین و خلفا واقع می‌شدند مگر اینها از همین علوم و از همین آیات قرآن استفاده نمی‌کردند؟ مگر همین‌ها کلام رسول خدا را نمی‌شنیدند؟ مگر همین ها با پیغمبر نبودند؟ مگر همین ها در مقابل پیغمبر نمی‌نشستند و مشافهتاً از دو لب رسول خدا مطالب را نمی‌فهمیدند؟ آیا توانست این مسئله آنها را عوض کند؟ دیگر از پیغمبر که بالاتر کسی نداریم. نه! چرا؟ چون عالم تربیت و تشریع، عالم امتحان و اختیار است، اختیار است. و تربیت باید بر اساس اختیار و خواست انجام بگیرد. اگر یک شخصی نخواهد به قرآن گوش بدهد از اول تا آخر قرآن برایش بخوانید این دستش را می‌کند در گوشش. قرآن نمی‌تواند دست را از توی گوش بیرون بیاورد. متوجه می‌شوید؟ قرآن می‌تواند معانی خودش را به کسی تفهیم کند که گوش خود را باز کرده باشد نه این که بسته باشد.