حقیقت معرفت، شناخت شهودی ذات و آثار ذات حق
11پس بنابراین از کلام امام سجاد علیه السلام این نتیجه را گرفتیم که آن چه که موجب تقرب انسان است به پروردگار، مسئله مسئلۀ معرفت است. امام هم میفرماید ای خدا! ای مولای من، من به تو معرفت پیداکردم نه معرفت شناسنامه ای که بله! بالاخره در عالم وجود یک خدایی باید باشد هر بنا یک بنایی دارد پس بنابراین یک صانعی بر این مصنوع باید سبقت گرفته باشد! خب خدا میگوید خیلی ممنون اگر این را هم نمیگفتی چکار میکردی؟ خب اقلا گفتی ما هستیم نیامدی بگویی آن صانع هم وجود ندارد این حرفها همۀ آنها بیخود است! نه! امام سجاد میفرماید خدایا من به مقامِ معرفتِ به تو رسیدم، دیگر نمیتوانم ول کنم.
چندی پیش بود یکی از فضلا داشت صحبت میکرد، آدم خوبی هم هست اتفاقا، آدم خوبی است، یک روایتی داریم که پیغمبر به اصحاب فرموده بودند هر کسی که فرزندی میزاید مرا خبر کنید و هر کسی که از دنیا میرود مرا خبر کنید که بروم برای دیدن او. این شخص میگفت که بله! پیغمبر این کار را میکرد که از آمار مردم اطلاع داشته باشد! جداً میگفت ها! این همین قدر میفهمید! آمار دستش باشد! مگر پیغمبر با خودش مثل این دفتردارها دفتر برمیداشت میبرد اسم بنویسد و فلان بکند؟ واقعا پیغمبر میخواست آمار دستش باشد؟ هان؟ پیغمبر چه دیدگاهی داشت در این سوالی که از افراد میکرد؟ در نفس او چه میگذشت؟ برای همه هم داشت صحبت میکرد ها! چه میگذشت در نفس پیامبر؟ پیغمبر در آن موقع که میگفت اگر فرزندی به دنیا آمد مرا خبر کنید احساس میکرد مظهر تمام آثار جمال و جلال پروردگار از عالم ذات پا به عرصه وجود گذاشته بندۀ خدا! وجود نازلۀ حق در این عالم تجلی پیدا کرده، برویم ببینیم این را. این را زیارت کنیم. حقیقت نفخت فیه من روحی الان درعالم اعیان تجسم پیدا کرده، وجود نازلۀ حضرت حق در عالم دنیا پا به عرصۀ وجود گذاشته، این را پیغمبر دارد میفهمد. وقتی که یک قنداقه را پیش پیغمبر میآوردند شما خیال میکنید پیغمبر این را مثل یکی از اشیاء به آن توجه میکرد؟ واقعا الان دیدگاهی که ما نسبت به یک بچۀ قنداقۀ تازه به دنیا آمده داریم چه دیدگاهی [است؟] ما، امثال ما، در هر مرتبه، اگر نیاورند بدهند دست ما یک ساعت این جا باشد اعتنایی به او نمیکنیم یعنی بین او و بین یک بچۀ حیوانی که به دنیا آمده فرق نمیگذاریم! غیر از این است؟ این که بنده میگویم چون دیدم که دارم میگویم، دیدم. انگار نه انگار اصلا یکی موجود ذی روحی به نام انسان به نام خلیفة اللَه به نام مظهریت اتم اسماء و صفات الهی در این جا نشسته، در این جا قرار دارد، انگار نه انگار. وقتی صدایش درمیآید گرسنه شده بیایید شیر به او بدهید، همین! بیاید شیر به او بدهید گرسنه شده، ببرید تنظیفش کنید ببرید تمیزش کنید ببرید شیر به او بدهید ببرید چیز کنید.

