اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

هدف از وجود انسان رسیدن به مقام معرفت

16918
سال 1427

هدف از وجود انسان رسیدن به مقام معرفت

13
  • من وقتی که داشتم نماز طواف می‌خواندم خب دیدم که جایی که ایستادم شلوغ نیست مزاحم کسی هم نیستم شاید حدود بیست دقیقه بیست و پنج دقیقه نماز طواف من طول کشید سوره‌های بزرگ شروع کردم خواندن التفات می‌کنید! این نماز دیگر گیر نمی‌آید حالا ما آمدیم این موقعیت بسیار عالی را که خدا در اختیار انسان قرار داده تبدیل می‌کنیم به یک مسئلۀ هیولایی که برای فرار از آن هیولا به هر کیفیتی و به هر قسمی‌ما انجام می‌دهیم اقدام می‌کنیم اولا سوره‌های خیلی کوچک انتخاب می‌کنیم و بعد هم در کیفیت قرائت دقت می‌کنیم بعد هم یک نفر دیگر را نائب می‌کنیم. تمام اینها دور شدن از مقصد و گرایش به پوست و دور انداختن حقیقت و مغز مطلب است، تمام اینها. ائمه علیهم السلام و شریعت رسول خدا ما را به تقرب دعوت کرده است نه به لفّاظی و قرائت از مخارج.

  • یکی از رفقا بود دو سه سال پیش که مشرف شده بودیم یک نفر با یک نفر برخورد کرده بود از افراد، از معممین و گفته بود که ما چه کنیم؟ دستورالعملی که ایشان داده بود به او و به سایر افراد این بود که سعی کنید عباداتتان را از مخارج ادا کنید این دستورالعمل و...! من هم گفتم خب بله این آقایی که پیش آن آقا باشد دستورالعملش هم باید این باشد! سعی کنید که الفاظِ در عبارات و دعاها را از مخارج ادا کنید! نتیجۀ حج و عمره و سعی و صفا این شد! حالا نگاه کنید حجی که اولیاء انجام می‌دهند آن چه حکایتی دارد؟ چه داستانها؟ آن مطالبی که مرحوم آقا در کتاب خودشان از آقای حداد و همین طور نسبت به خودشان راجع به حقایق حج و کیفیت انجام عبادات بیان کردند آن کجا؟ آن کجا؟

  • امام علیه السلام می‌فرماید تعرف مراتب شیعتنا بمقدار معرفتهم1 مراتب شیعۀ ما را به مقدار شناخت‌شان ازما بدانید که نسبت به ما چقدر شناخت دارند؟ نسبت به ما چقدر شناخت دارند؟ معرفتشان نسبت به ما چقدر است؟ چقدر از حقیقت ولایت را درک کردند؟ چه مقدار از مراتب وجودی امام را در وجود خودشان یافته‌اند و احساس کردند؟ بله! یک نفر می‌آید درس می‌خواند بعد از هشتاد سال می‌گوید امام با غیرامام هیچ فرق نمی‌کند، نه قدرتی دارد نه علمی‌دارد نه هیچی، خدا بخواهد قرار می‌دهد نخواهد قرار نمی‌دهد! این یکی. یکی هم وجود خود را با وجود امام علیه السلام متحد می‌بیند و خود را فانی در امام علیه السلام می‌بیند و با تمام شوائب وجودی خودش آن حقایق را مسّ کرده و لمس کرده و مشاهده کرده و وجدان کرده، اینها هر دو یکی هستند؟ معرفت در هر دوی اینها به یک میزان است؟ در هر دو به یک میزان است؟ این کسی که در کتابش می‌آید و می‌نویسد گرچه خودش از اهل فقه و فهم است که اشکال ندارد امام علیه السلام در این گونه مسائل اشتباه کند، در مسائل کرّ و این قضایا اشتباه کند، خب اینها گاهی اتفاق می‌افتد برای ایشان و آن کسی که می‌گوید بدون نفس امام ذره‌ای در عالم وجود قرار و مکین ندارد یکی است؟ یکی است؟ اینها مطالبی است که با این گونه علوم و با این گونه فنون به دست نمی‌آید آقاجان! اینها چیز دیگری را می‌طلبد راه دیگری را می‌طلبد.

    1. معافی الأخبار، ص ١: قال ابوجعفر علیه السلام: یا بُنَیَّ إعرف منازل السیّعة علی قدر روایتهم و معرفتهم...؛ 
      الغیبة(للنعمانی)، ص ٢٢: و قد قال جعفر بن محمدٍ الصادق علیه السلام: إعرفوا منازل شیعتنا عندنا علی قدر روایتهم عنّا و فَهِمِهم مِنّا.