اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

هدف از وجود انسان رسیدن به مقام معرفت

16918
سال 1427

هدف از وجود انسان رسیدن به مقام معرفت

9
  • ولی مرحوم آقا فرمودند چه؟ نمی‌دانم گوش دادید این نوار صحبت را یا نه؟ اگر ندادید حتما بروید امشب این مسئله را توجه کنید و ببینید این ولیّ خدا نسبت به حقایق ایمان چه برداشتی داشته؟ چه برداشتی؟ مرحوم آقا می‌گویند امیرالمومنین می‌گوید نماز چیست؟ روزه چیست؟ حقیقت دین رسول خدا است حقیقت ایمان رسول خدا است تمام اینها فدای یک تار موی پیغمبر. شما نماز را برای چه می‌خوانید؟ برای این که به معرفت پیغمبر برسید. روزه برای چه ما می‌گیریم؟ برای این که به معرفت او برسیم. این همه که من می‌گویم تمام حقیقت دین امام است برای همین جا است. در نزد یک مسلمان تمام حقیقت وجودی او را رسول خدا و امام معصوم علیه السلام تشکیل می‌دهد و بس! بقیۀ مسائل در راستای این محوریت ارزش پیدا می‌کند. می‌خواهند امام را از بین ببرند ما نماز نخواندیم، نخواندیم که نخواندیم باید برویم امام را نجات بدهیم. امام علیه السلام یک حاجتی دارد و ما فرض بکنید که فلان تکلیف عبادی را انجام ندادیم، باید زمین بگذاریم و برویم به آن حاجت امام علیه السلام بپردازیم، این است دین. امام علیه السلام از انسان تقاضایی دارد و انسان می‌بیند آن تقاضا با یکی از مسائلی که در اختیار انسان است، آن در تعارض است باید اختیار کنار برود.

  • امیرالمومنین علیه السلام در آن حال و در آن موقعیت چه احساسی داشت؟ واللَه اگر یک لحظه در ذهن او خطور می‌کرد که نمازش را نخوانده! غش غش برای خودش می‌خندید بگذار پیغمبر غروب که سهل است شب هم بخوابد نماز شبمان هم برود نمی‌دانم مغرب برود عشا برود، برود تا وقتی که پیغمبر استراحت می‌کند بگذار.... این در ذهنش بودها من دارم می‌گویم می‌گویی نه؟ روز قیامت بپرسید ببینید فلانی راست می‌گفته یا نه؟ من که می‌گویم این طور بوده، انشاءاللَه که این طور بوده است. یک لحظه در ذهنش خطور نکرد که حالا بیاید رد کند، خطور کند و بیاید رد کند، حالا در ذهن ما خطور می‌کند، عرض کردم. افراد متفاوتند در بعضی از افراد خطور می‌کند آن خطور یک خورده می‌ماند جا باز می‌کند بعد انسان در مقام معارضه برمی‌ آید در مقام مقابله برمی‌آید ردش می‌کند دوباره می‌آید. بعضی‌ها نه! تا می‌آید قیچی را می‌زند صاف وسط قطعش می‌کند، کسی دیگر نیاید، تمام می‌کنند مسئله را برود. اینها به یک جایی می‌رسند، اینها.