هدف از وجود انسان رسیدن به مقام معرفت
3تقوای بدون علم به اندازۀ پشیزی ارزش ندارد سرسوزنی نمیارزد هیچ نمیارزد. تقوای بدون علم میشوند خوارج نهروان. تقوای بدون علم میشوند این خشکه مقدسهای نفهم و بیشعور که هیچ سرشان نمیشود غیر از یک چند مسئله و حکم شرعی که میخواهند آنها را در همه جا سرایت بدهند و مطرد کنند. تقوای بدون علم و فهم یعنی گمراهی و ضلالت و جهالت و غوایت، تقوای بدون فهم.
امیرالمومنین علیه السلام میفرماید دو دسته کمر مرا شکستند یعنی من از عهدۀ آنها نتوانستم بربیایم، معنای کمرم شکست این است، نتوانستم از عهدۀ آنها [بربیایم] همه را توانستم همه را آدم کردم با همه حرف زدم فقط با این دو دسته نتوانستم. یکی عالمٌ متهتک1 عالمیکه بر اساس مسائل نفسانی و اهواء نفسانی خودش دارد از علمش استفاده میکند نه بر اساس قرب و توحید و تجرد و صبغۀ الهی، متهتک یعنی این یعنی حریم در، حریم را میدَرَد! حدود را نگه نمیدارد بر اساس مصالح شخصی، احکام و عقاید و مبانی را توجیه میکند این عالم متهتک. آدم خواب را انسان بیدار میکند ولی آدمیکه خودش را بزند به خواب، آدم چه جوری بیدارش کند؟ عالم متهتک عالمیاست که خودش را به خواب زده است. خیلی عجیب است! امیرالمومنین میگوید من از عهدۀ اینها نمیتوانم بر بیایم، اینها کمر مرا میشکنند یعنی من در مقابل اینها نمیتوانم کاری انجام بدهم، نمیتوانم. عالم است نسبت به مبانی و قوانین اطلاع دارد نسبت به موازین اطلاع دارد فرمولها را خوب یاد گرفته، کتابها را خوانده، درسش هم بد نبوده، مطالعۀ او هم بد نبوده، درس خوب خوانده اما نتیجه: این علم را در خدمت رسیدن به مقاصد و ریاسات دنیوی دارد به کار میگیرد، امیرالمومنین چطور میتواند این را متوجه کند؟ این که بلد است، از کجا وارد شود؟ با کدام فرمول بیاید جلو؟ با کدام آیۀ قرآن بیاید با او برخورد کند؟ با کدام روایت بیاید او را متوجه کند؟ یک روایت میخواند میگوید برو بابا بلدم نمیخواهد به من یاد بدهی!
- ١. معون الجواهر، ص ٢٦: و قال [امیرالمومنین] علیه السلام: قَصَم ظهری رجلان: عالم متهتّک و جاهل متنسّک....

