
احکام قصاص و دیات
احکام قصاص و دیات
15هفتم: شرط دیگر این است که این جنایت را بهیمه و حیوان واقع نساخته باشد. مثلاً اگر کسی الاغی دارد، شتری دارد یا اسبی دارد و اسبش را رها میکند و میرود یک جنایت خطائی را بر شخصی واقع میسازد ـ مثلاً شخصی را میکُشد ـ، در این صورت دیۀ این جنایت خطائی بر عهدۀ عاقله نیست؛ بلکه دستورات خاصّی وارد است که باید از آن دستورات تبعیّت کرد.1
هشتم: شرط دیگر این است که نباید جنایت مالی باشد، بلکه باید جانی باشد. پس اگر شخصی جنایتی را در مالِ دیگری واقع ساخت، مثلاً شیشۀ او را شکست، ماشین او را خُرد کرد، ماشینش به ماشین دیگری خورد و آن ماشین صدمه دید و امثال اینها، در همۀ این موارد گرچه جنایت خطائی است، ولی چون خسارتِ مالی است، بر عهدۀ خود شخص جنایتکننده است.
وجوب ضمان و جبران خسارت در تمام اقسام خسارتهای مالی
پس جنایتی که به جان و بدنِ کسی میرسد سه قسم است: جنایت عمد، شبه عمد و خطائی، که احکامشان تفاوت میکند. ولی در شرع، جنایتهای مالی را بهعنوان جنایت نام نمیبرند، بلکه بهعنوان خسارتِ مالی نام میبرند؛ حالا هرچه میخواهد باشد، خسارت عمدی باشد، یا شبه عمد باشد، یا خطائی باشد. در همۀ این موارد باید شخصی که این خسارت را زده است از عهدۀ خسارت بر بیاید، ولو اینکه خطائی باشد. مثلاً شخصی خوابیده است، در خواب بدون اختیار پایش میخورد و شیشۀ شخص دیگری را میشکند یا اینکه کوزۀ آب میریزد و میشکند؛ در این صورت اگر مال او نیست باید از عهدۀ خسارت بر بیاید، یعنی اگر مِثلی است مِثل او، و اگر قیمی است قیمتش را بپردازد.
اگر کسی در راه حرکت میکند و بدون اختیار به بار شیشه یا میوۀ کسی که در خیابان مشغول حرکت است برخورد میکند و آن شیشه به زمین میخورد یا انگورهای او به روی زمین میریزد و از بین میرود، در اینصورت او باید از عهدۀ خسارت بر بیاید، ولو این کارش خطائی باشد. در اینجا تفاوتی بین زن، مرد، طفل، بزرگ و آدم کبیر وجود ندارد.
- رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ٢٩، ص ٢٤٦ ـ ٢٥٣ و ٢٥٧ و ٢٧٦.
