ضرورت نیاز به استاد کامل در مسیر سیر وسلوک
3شیطان یک دام که ندارد فقط قمار و شطرنج و سرقت و زنا و اینها که دامهای شیطان نیست اینها برای افراد عادی است برای افراد معمولی و کوچه و بازاری و خیابانی و اینها است. دامهایی میآورد و شباکی میگستراند که اگر انسان تا قیامت فکر کند نمیتواند به این دام پی ببرد. چرا؟ چون افق ادراک شیطان نسبت به طریق و موانعِ طریق بالاتر است از افق تفکر و تخیل و اوهام ما نسبت به راه. او راه را رفته، او این مسیر را طی کرده، استاد فن شده، استاد فن است هیچ کس نمیتواند از زیر حیل و دام او جان سالم به در ببرد. کی میتواند؟ کی میتواند؟ کی از این دامها میتواند خلاص بشود؟ کی میتواند از این موانع عبور کند؟ به اسم دین به اسم حمایت از دین به اسم حمایت از اسلام به اسم حمایت از خدا به اسم حمایت از امام به اسم حمایت از پیغمبر! ولی در باطن حمایت از خود حمایت از شؤون خود و حمایت از شخصیت خود و حمایت از انانیت خود قضیه دارد دور میزند، کی میتواند این را بفهمد؟ کی میتواند این را تشخیص بدهد؟
شما خیال میکنید این که میگویند مهالک و بوادی موبقه و ظلمات و اینها یک مسائل تخیلی و یک مسائل اوهام و حالا یک وقتی یک سنگی از آسمان بیافتد و یک وقتی یک قضیهای اتفاق بیافتد! بله؟ نه آقاجان! از هر راهی که تشخیص بدهد میتواند آن محوریت و قوام انسان را در اختیار بگیرد وارد میشود و وقتی در اختیار گرفت تمام کارهایی که انسان انجام میدهد بر آن محوریت دیگر دور میزند بر آن قوام دور میزند نماز میخواند بر آن محوریت است روزه میگیرد بر آن محوریت است تبلیغ دین میکند بر آن محوریت است طبابت میکند بر آن محوریت است کار را برای خدا و امور خیر انجام میدهد بر آن محوریت است چرا؟ چون آمده و رگ خواب این آقا را گرفته به دستش، دقیق وارد میشود و به عزتک لاغوینهم اجمعین، در آن آیه میفرماید، من خدایا خیال نکن وارد نیستم! یاد گرفتم! من در عالم مثال با این ارواح بودم در عالم ملکوت با ارواح بودم در عالم معنا با این ارواح بودم من با یکایک این ارواح همنشین بودم و جفت بودم و قرین بودم. آنهایی را که پیش پا افتاده و افراد عادی هستند از همان عالم مثالِ پایین و ملکوت سفلی، از آن جا وارد میشوم مسائل دنیا را برای آنها زینت میدهم معیشت و امور دنیا و خورد و خوراک و شهوترانی و عیش و تفکه و تنوع را برای آنها جلوه میدهم و وقتی که از طریق صحیح و منطقی نتوانستند به آنها برسند آنها را از طریق غیرشرعی به آن جاذبهها میرسانم و راهنمایی میکنم، اگر رفقا یادشان باشد راجع به مسئلۀ شیطان ما جلساتی صحبت کردیم و مشخص شد که چطور این موجودی که در همۀ آیات مورد لعن و طعن و در روایات مورد مذمت و نقد قرار گرفته و همه، انسان را پرهیز میدهند و برحذر میدارند ازتوجه به او و نزدیک شدن به او، چه حکمتی خدای متعال در خلقت این موجود در نظر گرفته و همۀ آنها درست است و واقعیت هم همین است.

