ضرورت نیاز به استاد کامل در مسیر سیر وسلوک
10به جای چهارصد تا یونسیه چهار هزار تا بگو، خدا بدهد برکت! چهل هزار تا اصلا بگو! زبان میگردد دیگر، طوری نیست هر وقت هم خسته شدی یک نبات میگذاری دهانت و یکدانه از این قرصهای ویتامین و اینها که یکخورده تقویت کند زبان بگردد چهار هزار تا چهل هزار تا، بگویید. چقدر پشت این قضیه تأثیر است؟ آیا گفتن ذکر یونسیه میتواند آن درد را برطرف کند؟ نه واللَه! نمیتواند. نمیتواند. آیا گفتن لا اله الا اللَه روزی ده هزار بار میتواند آن زاویه را، آن روزنه را ترمیم کند؟ نه واللَه! نمیتواند. چی میتواند ترمیم کند؟ این که دست از آن کارتان بردارید بیایید این کار را انجام بدهید، همین. آن موقع خب خودشان هم میگویند چندتا یونسیه بگو چند تا لا اله الا اللَه بگو خودشان هم تأیید میکنند، نیازی به چهار هزار تا نیست نه جانم خیلی هم زحمت نکشید. ما میخواهیم ـ میفهمیم درد داریم نه این که نفهمیم ـ ولی میخواهیم درد خود را خود درمان کنیم دارو را از پیش خود تجویز بکنیم درمان را از پیش خود تجویز میکنیم لذا صدهزار سال هم بگذرد باز هنوز دردمندیم صد هزار سال.
شما خیال میکنید این افرادی که اینها در مسیر به انحرافات مبتلا شدند و در همان موقعیت خود تثبیت شدند اینها افراد بیکاری بودند؟ ذکر میگفتند بیشتر از ما، ورد میگفتند بیشتر از ما، نماز میخواندند بیشتر از ما، روزه میگرفتند بیشتر از ما، قرآن میخواندند بیشتر از ما، اینها افرادی بودند که در هر سه روز یک ختم قرآن میکردند کدام یک از ما این کار را میکند؟ سه روز یک ختم قرآن! بعضیها را من میشناسم هر روز یک ختم قرآن میکردند! خب نتیجۀ آن چیست؟ این همین است. این ختم قرآن و این ورد و این تسبیح در جایی مؤثر است که اینها در راستای درمان درد واقع بشود نه این که مسیر به یک راه است بعد هی انسان قرآن بخواند! خوارج هم قرآن میخواندند حجاج بن یوسف ثقفی هم قرآن را از حفظ بود معاویه قرآن را از حفظ بود حالا همۀ قرآن نه، اکثر قرآن را حفظ بود. عثمان خلیفۀ سوم اکثر اوقاتش را در روز به قرائت قرآن میگذراند، همین عثمان! چه فایده؟ چه نتیجهای بر این مسائل بار میشود؟ هیچ! فقط التذاذ نفسانی و لازینن لهم، همین. زینت میدهند یعنی چه؟ یعنی خیال نکنید عثمان از همان قرائت قرآن لذت نمیبرد، نه! لذت میبرد واقعا از قرائت قرآن لذت میبرد لذتی که هزار بار ظلمانی تر است از شب تار و هزار بار کدورت و عفونتش بیشتر است از هر چیز مکدر و متعفن. اینها لذت میبردند.

