معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار
6و این همان مشکلی است که متأسفانه مردم و مِلَل بهاین ضعف فرهنگی و ضعف عقیدتی مبتلا هستند، وقتی میبینند یک جا دارد یک وجههای پیدا میکند همه روی میآورند وقتی میبینند یک جا ضعیف شد همه پُشت میکنند، وقتی میبینند یک جا فتح و پیروزی بود توجهها و افکار همه متوجه آن جا میشود سر و صدا بوجود میآید به به خدا دستش بالای دست ما بوده، خدا کمک کرده خدا این طور کرده اما وقتی یک جا شکست میخوریم همه اش تقصیر شما بوده! اگر شما فلان نمیکردید این طور نمیشد آنجا نمیگوییم خدا کرده، اگر شما درست کار میکردید این طور نمیشد اگر شما به وظیفه تان عمل میکردید این قضیه پیش نمیآمد، ببینید! دو تا شد! این که توحید نشد، اینکه توحید نیست. توحید آن است که موحّد فعل را فعل خدا ببیند و در راستای فعل خدا، ارتباط با خلق خدا بر قرار کند این میشود توحید. یک جا خدا اراده اش تعلق میگیرد بر فتح و پیروزی، بسیار خب من نکردم. یا علی اگر در جنگ جمل اراده و مشیت خدا بر فتح و پیروزی نبود بلکه به زور و بازوی تو بود خب بفرما! در جنگ صفّین چرا نشد؟ در جنگ صفّین چرا این قضیه اتفاق نیفتاد؟ چرا در جنگ جمل این مسأله اتفاق افتاد؟ چرا؟
یا رسول اللَه اگر در جنگ بدر فتح و ظفر با مسلمین بود هفتاد نفر هم شما اسیر گرفتید بعد غنائم گرفتید و فدیه گرفتید و آنها را آزاد کردید اگر به دست شما بود پس چرا در جنگ احد شکست خوردید؟ در جنگ احد که ساز و برگ نظامی شما چند برابر جنگ بدر بود و از نظر نیروی نظامی چند برابر شما قوی تر بودید. چرا آنجا شکست خوردید؟ ولی نیست رسول خدا موحّد است اینها را میداند. میگوید هم جنگ بدرش بدست آن بود هم جنگ احدش دست آن بود. بله به حسب ظاهر و تکلیف، خب مخالفت شد خلاف عمل کردند از دستور رسول خدا سرپیچی کردند و آن تنگه را رها کردند آمدند، خالد بن ولید وقتی دید این روزنه باز شد از همان جا وارد شد و حملة خودش را شروع کرد و دماری از مسلمین در آورد! واقعاً شکست بسیار عجیبی بود و واقعاً اگر رشادت های امیر المؤمنین و فداکاری امیرالمؤمنین نبود قطعاً رسول خدا در آن جنگ کشته شده بود. هیچ شکی در این مسأله وجود ندارد.

