اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

15920
سال 1426

معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

15
  • آیة شریفه می‌فرماید: قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّٰهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اَللّٰهُ ﴿آل‌عمران‌، ٣١﴾ اگر می‌خواهید خدا را دوست داشته باشید دنبال من بیایید، یعنی محبت با پیروی با هم اجین است با هم توأم است کسی که کسی را دوست دارد به دنبال محبوب حرکت می‌کند رضای محبوب را جلب می‌کند آنوقت وقتی که فَاتَّبعُونی آنوقت یُحِببکُمُ اللَه پس بنابراین محبت لازمۀ راه است و بدون محبت این راه طی نمی‌شود. و این محبت اکسیر است یعنی وقتی که به هر چه بخورد او را به طلا تبدیل می‌کند مسِ وجودِ انسان را به طلا تبدیل می‌کند در این جا مولانا اشعاری دارد، حافظ اشعاری دارد، بزرگان اشعاری دارند، مرحوم قاضی، مرحوم آقای حداد. خیلی مسائل اینجا دیگر ظریف و دقیق است به الجمله و فی الجمله‌اینست در یک نکته، هر چه انسان بتواند تعلق خودش را به خدا بیشتر کند و خدا را بیشتر در قلب خودش بیاورد نه‌اینکه هی ذکر و فکر خدا بکند نه! آن طوطی واری است. همان طوری که برای اشیاء خارج از حیطة خودش در قلب خود جا باز کرده و قلب خود را تقسیم کرده و در هر قسمش یک تعلّقی را گذاشته یک جا زن را گذاشته یک جا فرزند را گذاشته یک جا قوم و خویش را گذاشته یک جا شریک را گذاشته یک جا مال را گذاشته یک جا منزل را گذاشته و در همة اینها شخصیّت خودش را گذاشته، اگر بتواند بجای اینها هی اینها را بیرون کند و خدا را قرار بدهد، انجام بدهد. به هر مقدار که تعلقات از قلب بیرون رفت و بجای او، تعلّقِ خدا آمد به همان مقدار اتحاد و معیّت با او پیدا می‌شود. این آنوقت می‌شود چه؟ شفیع.

  • پس شفیع عبارتست [از] آن نیروی محرکه‌ای که انسان را به آن غایت و به آن مبدأ می‌رساند. چرا ائمّه در روز قیامت شفیع ما هستند؟ اینها آن نیروی محرکه‌ای هستند که ما را در روز قیامت عبور می‌دهند، به واسطة چه؟ بواسطة محبت با اینها. شیعه به امامش محبت دارد دیگر. به هر مقدار که‌این محبت قوی تر باشد شفاعت در آنجا قویتر است البته محبت هم لوازمی دارد. محبت ملزوماتی دارد. کسی که محبت دارد محبت واقعی دارد خودش را با مرام محبوب متحد می‌کند. امام صادق یک نفر از اهالی خراسان آمده بود، حضرت فرمودند از اهالی چه خبر آن جا؟ گفت یابن رسول اللَه دوستان ما، افرادی که داریم می‌بینیم اینها ادّعای تشیع و محبت با شما را می‌کنند ولی می‌بینیم اینها در مجالسشان شرب خمر می‌کنند فقّاع می‌نوشند قمار می‌بازند شطرنج می‌بازند حضرت فرمودند: برو به آنها سلام مرا برسان ـ ببینند امام می‌گوید سلام... ـ بگو کسی که محبت یک محبوبی را دارد کاری که موجب خلاف رضای محبوب است انجام نمی‌دهد. این شخص وقتی که از حج برگشت رفت در خراسان، دوستانش آمدند و اینها. گفت در مدینه خدمت امام صادق رسیدم حضرت فرمودند سلام به شما برسانم و بگویم کسی که محبت محبوبش را ـ شما محبت من را دارید؟ من که امام شما هستم ـ داردخلاف رضای محبوب انجام نمی‌دهد. اشک از دیدگان اینها سرازیر شد و توی سرشان زدند و توبه کردند و همه بساط را گذاشتند کنار. این چیست؟ این آن محبت است. امام به‌اینها هشدار داد. شما که ادعای محبت مرا می‌کنید پس چرا دارید خلاف می‌کنید؟ به خود بیایید. این محبت را از آن استفاده کنید. نگذارید از دستتان برود. این محبت اکسیری است که به هر کسی نمی‌دهند خیلی‌ها هستند مسخره می‌کنند همین الآن هم مسخره می‌کنند، آقا این حرفها چیست؟ این محبت می‌شود چه؟ می‌شود شفیع.